شیخ محمد بهاری الگوی شیفتگان عرفان در جهان معاصر
موضوع:
شیخ محمد بهاری الگوی شیفتگان عرفان
در جهان معاصر
تهیه کننده:
اکبر عروتی موفق
عضو هیأت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه بوعلی سینا
آبان- 1387
« شیخ محمد بهاری الگوی شیفتگان عرفان در جهان معاصر»
اکبر عروتی موفق
عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلی سینا-گروه معارف اسلامی
چكیده:
با توجه به گرایش روزافزون نسل جوان به عرفان و معنویت، جریانهای نوظهور معنویت گرا اعم از عرفانهای وارداتی چه ا شرق به نام كریشنا، رام الله و سای بابا و چه از غرب به نام عرفان مسیخیت و عرفان سرخپوستی و عرفان یهود فوج فوج جوانان ما را به سمت خود جذب می كنند. و از سوی دیگر سلسله های دراویش تحت عناوین مختلف در داخل كشور به صورت گسترده و هدفدار مشغول فعالیت اند. علیهذا ضروری است با معرفی حقیقی این جریانات از یك طرف و ارائه الگوهای مناسب، مشتاقان عرفان و معنویت را به سمت و سوی مسلك ها و مشرب های عرفانی برگرفته از قرآن و سیره نظری و عملی پیامبر اكرم(ص) و ائمه معصومین هدایت نمود. ویژگیهای مسلك و مشرب عرفانی شیخ محمد بهاری الگوی بسیار مناسب و ارزشمندی برای تشنگان عرفان و معنویت می باشد. در این مقاله ویژگیهایی همانند : توجه و پایبندی به شریعت، ترویج عرفان مثبت، رعایت اعتدال در مبارزه با نفس، مبتنی بودن بر تعالیم شرع انور، مبارزه با مدعیان دروغین، معرفی درست و دقیق منازل، مقامات و حالات عرفان و معرفت نفس مورد بررسی قرار می گیرد.
واژگان كلیدی: شریعت، عرفان مثبت، مبارزه با نفس، معرفت نفس
مقدمه:
بیگمان تمدن و فناوری نوین تاثیر قابل توجهی در دگرگونی و بهترشدن وضع زندگی مادی بشر داشته و توانسته است امكانات مادی زندگی انسان را فزونی بخشیده و در بعضی از زمینه ها رفاه و آسایش نسبی را برای او فراهم آورد. و حتی گاهی در خدمت اهداف فرهنگی یا انسان دوستانه قرار گیرد. اما با همة این خدمات و تأثیرها از این مسئله نمیتوان غافل شد كه تمدن مدرن یكی از مهمترین عوامل غفلت انسان ها از اصلی ترین ساحت وجودی خود یعنی روح ملكوتی و در نتیجه فروپاشی بنیادهای اخلاق و معنویت در جهان معاصر بوده است.
ضعف و ناتوانی تمدن جدید در برآوردن نیازهای بعد معنوی و ارزشی انسان معاصر باعث ظهور بحران ها و بن بست های فراوانی در فضای ذهن و زندگی انسان شده است. علیرغم پاره ای از دست آوردهای مثبت مدنیت نوین، این تحولات كمك چندانی به انسان معاصر برای پیشروی در مسیر كمال و سعادت واقعی انسانی نكرده است. انسان معاصر به شدت با خود بیگانه شده و از «با خود بیگانگی»(alienation )رنج می برد. شوپنهاور در توصیف جامعه صنعتی می گوید:
«از لحاظ زیبایی شناختی، كافه ای است مملو از دائم الخمرها، از لحاظ فكری پناهگاه با خود بیگانه ها و از لحاظ اخلاقی مأمن دزدان» (آلن تور، 1380: 184)
بازگشت به اصالت ها و رونق بازار معنویت كه ما در عصر خود شاهد رشد سریع آن هستیم، معلول همین نارسایی ها است. اما آنچه در این میان سخت نگران كننده و هشدار دهنده است، سربرآوردن كیش ها، مسلك ها و فرقه های عرفانی گوناگونی است كه در قالب ها و مدل های رنگارنگ و جذابی عرضه می شوند. این نحله های گوناگون عرفانی و علی الظاهر معنویت گرا با توجه به اینكه بر اصول و پایه های واقعی و الهی پایه گذاری نشده نه تنها درمان كننده بحران های اخلاقی، روحی و معنوی انسان های این عصر نمی باشند بلكه خود به معضل تبدیل شده و به تشدید بحران های انسان معاصر كمك می كنند و جسم و جان انسان ها را در معرض مشكلات جبران ناپذیری قرار می دهند. با توجه به این مسئله انسان هایی كه با فطرت پاك و بی آلایش به دنبال هویت گم گشته خویش می گردند و می كوشند تا بحران های روحی خود را با گام نهادن درمسیر معنویت و عرفان درمان كنند باید بدانند كه با كدامین روش و شیوه می توانند در این وادی گام بردارند. امروزه ما در كشورمان از یك سو با عرفان های وارداتی چه از شرق به نام «كریشنا»،«رام الله» و «سای بابا» و چه از غرب به نام عرفان مسیحیت و عرفان سرخپوستی و عرفان یهود مواجهایم كه فوج فوج جوانان ما را می برند و از سوی دیگر سلسلههای دراویش تحت عناوین مختلف شاه نعمت الهی، گنابادی، نقشبندیه و ... در داخل كشور به صورت گسترده و هدفدار مشغول فعالیت اند. (فعالی، 1386: 17)
با توجه به اشتیاق و گرایش روزافزون مردم علی الخصوص جوانان به عرفان و معنویت راهنمایی و جهت دهی به این شور و اشتیاق امری لازم و ضروری است. بر دلسوزان جامعه و متولیان امور دینی و فرهنگی لازم است كه با ارائه الگوهای مناسب و معرفی مسلك ها و مشرب های غنی و ارزشمند این میل و اشتیاق ارزشمند تشنگی روزافزون را از چشمه سار عرفان ناب كه برگرفته شده از تعالیم قرآن كریم و جوشیده از سیره نظری و عملی نبی مكرم اسلام صلی الله علیه واله وسلم و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین می باشد، سیراب نمایند.
مكتب عرفانی ملاحسینقلی شوندی یكی از بهترین مسلك های عرفانی است كه می تواند به عنوان الگویی مناسب و ارزشمند برای فرونشاندن عطش امروز جامعه به عرفان و معنویت باشد. در مكتب عرفانی ملاحسینقلی شوندی ستارگان و بلكه خورشیدهای درخشانی وجود دارند كه می توانند روشنی بخش مسیر حركت نسلی باشند كه به انحاء مختلف گرفتار جاهلیت مدرن و حجابهای رنگارنگ دنیای تكنولوژی زده هستند. مرحوم شیخ محمد بهاری یكی از چهره های درخشنده اخلاق و عرفان و سیر و سلوك و یكی از پرنورترین ستارگان آسمان عرفان در عصر اخیر است.
معرفی درست و كامل این عارف واصل می تواند الگوی مناسبی برای شیفتگان عرفان در عصر كنونی باشد، علیهذا در این مقاله در پی آنیم كه ویژگیهای روش و مسلك عرفانی این ستاره درخشان عرفان معاصر را به اختصار روشن نماییم.
معرفی حاج شیخ محمد بهاری
حاج شیخ محد(1325-1265 ق) فرزند میرزا محمد از بزرگان علما و عرفای امامیه در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری و از اعاظم شاگردان آخوند ملا حسینقلی همدانی است. او به وارستگی و پارسایی و آزادگی و كمال علم و عمل و تأثیر نفس در تربیت مریدان و شاگردان برجسته شهرت دارد. وی در بهار همدان تولد یافته و تحصیلات مقدماتی را همان جا نزد ملاعباسعلی بهاری و ملاجعفر بهاری والد محترم مرحوم آیت الله حاج شیخ باقر بهاری می گذراند و برای تكمیل تحصیلات به همدان و سپس به بروجرد رفت(شیخ آقا بزرگ تهرانی، 1404: ج2، 678) ایشان در شهر بروجرد نزد مرحوم حاج میرزا محمود بروجردی كسب فیض نمود و تا سن 32 سالگی در خدمت آن عالم بزرگوار با طی مراتب عالیه علمی به اخذ اجازه اجتهاد نائل آمد.
شیخ محمد بهاری پس از طی مدارج علمی در بروجرد به نجف رفت. او كه از جوانی اهل تنسك و تهجد و ریاضات شرعی بود پس از ورود به نجف به حلقة مریدان آخوند ملاحسینقلی شوندی درجزینی مشهور به آخوند ملاحسینقلی همدانی درآمد. شیخ محمد بهاری 15 سال در سفر و حضر خدمت مرحوم آخوند بود و به واسطه ویژگیهای برجسته خود تمامی توجه مرحوم آخوند ملاحسینقلی شوندی را به خود معطوف نمود به گونه ای كه مرحوم علامه طباطبایی از استادشان مرحوم قاضی از قول سیداحمد كربلائی نقل میكند كه ما پیوسته در خدمت مرحوم آیه الحق آخوند ملاحسینقلی همدانی رضوان الله علیه بودیم و آخوند صددرصد برای ما بود، ولی همین كه آقا حاج شیخ محمد بهاری با آخوند روابط آشنایی و ارادت پیدا كرده و دائماً در خدمت او رفت و آمد داشت، آخوند را از ما دزدید.(حسین طهرانی،1410: 17)
مرحوم آخوند شاگردان خود را از نظر سطح علمی و عملی تقسیم كرده بود و در این میان شیخ محمد بهاری را حكیم اصحاب خود معرفی نموده و او را وصی خاص خود قرار داده بود. عارف ما براستی در میان 300 تن از شاگردان مرحوم شوندی مبرزترین آنها و از اساتید وحید عرفان و حكمت بوده است. مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در كتاب نقباء البشر او را اجل و اعظم تلامذه آخوند معرفی می كند، "هو اجلههم و اعظمهم" (ج 2: 677) در این بخش به بعضی از نكات برجسته شیوه و مشرب عرفانی این عارف بزرگ می پردازیم.
1- توجه و پایبندی به شریعت
از زمان پیدایش عرفان به عنوان یك علم در دامن فرهنگ اسلامی و رشد و تكامل آن ما شاهد ظهور و بروز نحلهها و سلسله های رسمی گوناگون بوده ایم. این نحله ها و مكاتب را از یك نظر به دو گروه كلی می توان تقسیم نمود:
الف- مکاتبی که در سلوک معنوی اصولاً پای بندی به شریعت را لازم ندانسته و یا تنها برای مدتی موقت و مرحله ای خاص لازم می دانند.
ب- مكاتبی كه پایبندی به احكام شرعی را تنها راه رسیدن به مقامات عالی معنوی دانسته و آن را همواره لازم می دانند.(آذربایجانی و دیلمی،1382: 21) استاد مطهری در تبیین گروه دوم اینگونه می فرماید: «از این به بعد (از ابتدای قرن دهم) به نظر ما عرفان شكل و وضع دیگری پیدا می كند. تا این تاریخ شخصیتهای علمی و فرهنگی عرفانی همه جزء سلاسل رسمی تصوفند، و اقطاب صوفیه شخصیتهای بزرگ فرهنگی عرفان محسوب می شوند و آثار بزرگ عرفانی از آنهاست. از این به بعد شكل و وضع دیگر پیدا می شود. اولاً دیگر اقطاب متصوفه همه یا غالباً آن برجستگی علمی و فرهنگی كه پیشینیان داشته اند ندارند. شاید بشود گفت كه تصوف رسمی از این به بعد بیشتر غرق آداب و ظواهر و احیاناً بدعتهایی كه ایجاد كرده است می شود. ثانیاً عده ای كه داخل در هیچیك از سلاسل تصوف نیستند، در عرفان نظری محی الدینی متخصص می شوند، كه در میان متصوفه رسمی نظیر آنها پیدا نمی شوند. این عده كه متخصص در عرفان نظری هستند یا اصلاً اهل عرفان عملی و سیر و سلوك نبوده اند و یا اگر بوده اند از سلاسل صوفیه رسمی بركنار بوده اند. ثالثاً از قرن دهم به بعد ما به افراد و گروههایی بر می خوریم كه اهل سیر و سلوك و عرفان عملی بوده اند و مقامات عرفانی را به بهترین وجه طی كرده اند بدون آنكه در یكی از سلاسل رسمی عرفان و تصوف وارد باشند و بلكه اعتنایی به آنها نداشته و آنها را كلاً یا بعضاً تخطئه می كرده اند. از خصوصیات این گروه كه ضمناً اهل فقاهت هم بوده اند وفاق و انطباق كامل میان آداب و سلوك و آداب فقهیه است.(مطهری،1361: 123-121) از نظر این گروه اگر كسی بخواهد به مقام منیع عرفان راه یافته و اسفار چهارگانه را پشت سر بگذارد، باید بینشی عمیق داشته باشد، «شریعت» را در خدمت«طریقت» و هر دو را در خدمت «حقیقت» بداند، و در مسیر طولی خود، بین این سه امر جدایی نینداخته و در هیچ مرحله ای آنها را از یكدیگر جدا نكند. (جوادی آملی،1375: 81) از نظر اینان شریعت و طریقت و حقیقت نامهایی است كه بر حقیقت واحدی صادق است و آن حقیقت، شرع محمدی صلی الله علیه و آله است كه به اعتبارات مختلف بر آن اطلاق می شود و فرقی میان آنها جز به اعتبار مقامات نیست.(عبدالصمد همدانی، 1374: ج2، 236)
شیخ محمد بهاری از زمره كسانی است كه هم اهل شریعت بوده و هم اهل طریقت. از نظر ایشان آنانی كه می پندارند با عمل به شریعت نمی توان به طریقت رسید، آنها هم شریعت را درست نشناخته و به آن عمل نكردهاند. و یا اگر با سیر و سلوك و شریعت و طریقت هماهنگ شده ولی به حقیقت نائل نشده اند. برای آن است كه به درستی طی طریق نكرده اند.
ایشان در مراسله سوم كتاب تذكره المتقین می فرماید:
«تارك الصلوه را بل تارك النوافل را دم از عرفان زدن غلط اندر غلط است.»(بهاری،1364: 104) شیخ محمد بهاری ترك واجبات را از جمله معاصی دانسته و معتقد است تا مادامی كه انسان مبتلای به معاصی است نمیتواند محبت میان خود و مولایش را تحصیل كند:
«غرض اصلی از خلقت حاصل نخواهد شد بجز اینكه معرفت و محبت میان عبد و مولا باشد و تحصیل تقوی محتاج به چند چیز است كه چاره ندارد از آنها، یكی پرهیز از معاصی است، باید معاصی را تفصیلاً یاد بگیرد، هر یك را در مقام خود ترك نماید، كه از جمله معاصی است ترك واجبات، پس باید واجبات خود را هم به مقدار وسع و ابتلاء به آنها یاد گرفته عمل نماید.(همان:88)
از نظر ایشان سالك واقعی باید وقتی را برای عبادت قرار دهد و هیچ كاری را در آن وقت غیر از عبادت انجام ندهد(همان:92) و در دستور العمل هایی كه داشته اند پرهیز از مكروهات و پرداختن به مستحبات و حتی ترك مباحات در غیر مقدار لزوم و ضرورت را به شاگردان خود سفارش نموده و تأكید می كردند كه حتی المقدور چیز مكروه نباید در نظر آنها حقیر بیاید.(همان:89) از نظر شیخ محمد بهاری رجاء بی عمل غلط محض است، زیرا كه اگر فقط رجاء كافی بود حضرات ائمه علیهم السلام ابدان مقدسة خودشان را اینقدر به تعب و مشقت نمی انداختند و در عمل نمی كوشیدند و استراحت را بر خود حرام نمی كردند و شب و روز هی تضرع و زاری و ابتهال نمی نمودند.(همان: 76)
2-ترویج عرفان مثبت
عرفان مثبت، عرفانی است كه ذات انسانی را از خار زار عالم طبیعت نجات داده و او را به هر دو جهان انفسی(درونی) و آفاقی مشرف می سازد و در عین ارتباط معقول با جهان هستی و افراد انسانی، به زندگی آزاد از علائق و خواستنیهای آنها توفیق می یابد، قطعی است كه چنین عرفانی عالی ترین و معقول ترین لذات را برای انسان عارف به ارمغان می آورد(جعفری:12)
عرفان مثبت مردم را اعضای یكدیگر می داند، و می گوید: هر یك از این اعضاء برای استراحت و آرامش اعضای دیگر باید حداكثر كوشش را انجام دهد. عرفان مثبت انتظام امور زندگی را در درجة اول قرار می دهد میفرماید:«من كان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی»؛ با هر كس در این دنیا كور است در آخرت نیز نابینا است( اسراء /72) و نیز می فرماید "من لامعاش له لا معاد له" و می فرماید: "الله الله فی اصلاح ذات البین و نظم امركم"، عرفان مثبت عقل و تفكر در جهان را از اصول ضروری می داند مجسمة اولین و آخرین عرفان مثبت علی بن ابیطالب(ع) است كه با دست مبارك خود كار زارعتی نموده و درخت كاشته و بیل زده و تخم پاشیده شب های تاریك پس از محاسبة نفس خود متوجه پیشگاه خدای یگانه گشته و از شوق قرب و بیم و هراس دوری از پیشگاه رحمتش از خود بی خود می گشته اند. (جعفری:81)
عرفانی كه عارف بزرگ شیخ محمد بهاری مروج آن است به تمام معنا پیروی از سیرة نظری و عملی پیامبر اعظم(ص) و امام علی(ع) است. در این شیوه توجه به مسائل خانوادگی و مسائل اجتماعی از اهمیت خاصی برخوردار است. عارف برای سلوك در لاك خود فرو نرفته و رهبانیت پیشه نمی نماید چرا كه به فرمایش نبی مكرم اسلام (ص) «لا رهبانیه فی الاسلام» به همین علت عارف ما با وجودی كه تعلیمات و آموزشهایش همانند استادشان جناب آخوند عمدتاً شفاهی است ولی در رساله ای كه در سلوك شامل هفت قسمت تألیف نموده پس از آداب توبه و مراقبه به آداب رفاقت و سلوك با زن و عیال و آداب تربیت اولاد می پردازد. از نظر شیخ محمد بهاری سالك الی الله باید«وقتی را وقت كسب تحصیل معاش خود قرار دهد، و وقتی را برای رسیدگی به امور اهل و عیال خود، و وقتی را برای خور و خواب خود قرار دهد، و ترتیب اینها را بهم نزند.» (بهاری، 1364 :92)
3- رعایت اعتدال در مبارزه با نفس
بعضی از مكاتب و مسلك های عرفانی در مبارزه با نفس به نوعی دچار افراط شده و افزون بر آن همه جایگاه تعقل و اندیشه را به فراموشی سپرده و در نتیجه منتهی به یك سلسله تعلیمات مغایر با كتاب و سنت گردیده اند. مثلا به بهانة جهاد با نفس و خودپرستی ، عزت و كرامت نفس را نادیده گرفته اند. حال آنكه در آموزه های اسلامی كرامت و شرافت نفس نه تنها یك فضیلت اخلاقی (ولله العزه ولرسوله و للمومنین؛ منافقون/8)، بلكه تحصیل و تقویت آن، خود یك شیوة تربیتی است.
عارف ما معتقد است كه سالك باید از طریق ریاضتهای شرعیه به رام نمودن نفس خود اقدام نماید. ایشان می فرماید:«مگر ریاضات شرعیه قحط است از برای رام كردن نفس، مثل بیداری شب و گرسنگی روز و پیاده راه رفتن در اسفار عبادتیه و غیر ذلك الا باید بخلاف شرع درست شود، باری فرقه ای هستند كه حقیقتاً ریاضت كشیده اند به ریاضات شرعیه و طی بعضی مراحل و مقامات هم نموده اند.(بهاری، 1364: 84)
ایشان در فرازی از بیانات خود می فرماید:«خیر الامور اوسطها در همه چیز جاری است افراط و تفریط، هیچ كدام صحیح نیست، در هیچ مرتبه»(همان:95)
از نظر ایشان بدن مركوب انسان است، اگر صدمه ای بخورد از پا می افتد، در عین حال نباید خیلی هم به هوای آن چرخید چرا كه در این صورت یاغی می شود دیگر از انسان اطاعت نمی كند.(همان)
4- سیر و سلوك مبتنی بر تعالیم شرع انور
از نظر شیخ محمد بهاری سیر و سلوك عارف باید مبتنی بر تعالیم و آموزه های وحیانی و سیره و سنت معصومین سلام الله علیهم اجمعین باشد. و سالك الی الله نباید
اسوه ی حسنه و رحیق مختوم
اسوه ی حسنه و رحیق مختوم
گدایی شیخ بهار
تَبَصْبُص عیسوی شیخ
صعقه ی شیخ در معراج محمّدی (صلی الله علیه وآله وسلّم)
مقاله :
مهدی سیفی
1
اسوه ی حسنه و رحیق مختوم
هدف از آفرینش خلق عبودیت است1 . برای پیمودن این راه نیاز به تجسّم عینی و تبلور توحیدی ست پس عباد را الگویی باید تا از آن سرمشق گیرند . هر آن كه صفات الهی بیشتر در او متجلّی باشد او به ربّ العالمین نزدیكتر است و اسوه و الگوست .
حال ، الگو برای چیست ؟ تابلو و هدفی ست دست نیافتنی ؟ آیا سراب است یا كه آب است ؟ اگر سراب است ، به آن نتوان رسیدن . اگر كه آب است ، آب حیات است .
كتاب هدایت ، نبی مكرم اسلام (صلی الله علیه وآله وسلّم) را كه مظهر اتم و اكمل و اعظم و تجلّی اسماء الحسنی الهی ست ، اسوه ای حسنه2 برای همه ی عصرها و مصرها معرفی می كند . و برای انبیاء مراتب و منزلت هایی را قائل است كه در الگو بودن هم این مراتب محفوظ می باشد یعنی ؛ بعضی از انبیاء الگوی اتمّ و بعضی دیگر الگوی تامّند و همه در یك مرتبه نیستند . اوصیاء و اولیای الهی نیز چنینند و هر كدام در مراتبی اسوه اند .
2
در میان اولیای الهی ، در منازل و مقامات عرفانی و سیر و سلوك معنوی ، مولی حسین قلی شوندی همدانی (رضوان الله تعالی علیه) چونان خورشید تابان بین عرفا نورافشانی می كند او كه با رشحات قدسی اش سیصد تن اولیاء الله تربیت نموده است1 و شاگردانش همگی زبانزد عام و خاصّند و بعد از او مسلك و روشش را در پیش گرفته و شاگردانی را در همان مكتب تربیت نمودند .
2
بین این سیصد تن وجود عارف وارسته ، شیخ محمّد بهاری (اعلی الله مقامه الشّریف) همچون ماه شب چهارده می درخشد و در سیر و سلوك ّ گوی سبقت را از رُقبای خود می رُباید و جذبات عرفانیش دل استاد را مخذوب می كند .
سیّد احمد كربلایی (رضوان الله تعالی علیه) می گوید : ... وقتی شیخ محمّد بهاری آمد استاد را از ما دزدید .2 توجّه خاص استاد نسبت به او نیز قابل اغماض نیست . مولی حسین قلی شوندی همدانی (رضوان الله تعالی علیه) در مدحش می گوید : او حكیم اصحاب من است .3
اگر استاد مولی حسین قلی شوندی ست ، شاگرد هم شیخ محمّد بهاری ست . در مكتب استادش نمونه است . شاگرد اجلّ و وصی عالمِ استاد4 كه دو بال علم و عمل را كسب نموده و تا فنای الهی پرواز نموده است . او الهام گرفته از « و انتم ساسه العباد »5 در برابر حوادث و سیاست های روز بی تفاوت نیست بلكه از مؤیّدان مشروطیّت بوده است .6
3
از طرفی اوج فقاهت و گستره ی علمی اش ، كه از كشورهای مختلف از منبع فیضش بهره می گرفتند . و از سویی هم رشحات عرفانی و مقامات معنویش كه در سیر و سلوك و پرواز تا ملكوت ، منازل را یكی پس از دیگری پشت سر گذاشته است ؛ از تَبَصبُص عیسوی اش گرفته تا صَعقه ی موسوی اش و از آن به معراج محمّدی (صلی الله علیه وآله وسلّم) راه می زند و در آن اوج می گیرد تا خط عرفانی و سلوك معنویش اسوه ای حسنه و ماندگار برای سالكان الی الله باشد و سرمشقی بر چلیپای قلوب منكسره گردد .
3
شیخ محمّد بهاری (اعلی الله مقامه الشّریف) عارفیست گمنام كه دست نوشته هایش تذكره ایست برای متّقین ، رحیقی ست مختوم ، شرابی دست نخورده ، تو بگو : نه چشمی آن را دیده و نه گوشی وصفش شنیده و نه كامی طعمش چشیده كه زبانِ اِله مدحش نموده ، و تك تك كلمات و دستور العمل هایش بَحری از معارف و حقایق توحیدی نهفته است كه غوّاص ماهری خواهد تا صدف هایش بیرون كشد . این قطره حكایت از دریا می كند دریای بیكرانی كه نه سطح دارد و نه عمق ، یا همه را باید درك كرد یا هیچ نتوان درك كرد پس آب دریا نتوان كشید ، بقدر تشنگی هم نتوان چشید .
گدایی شیخ بهار
شیخ ، در مراسله های پنجم ، هشتم و نهم ِ تذكره المتّقین ، حرف از گدایی به میان می آورد و سالك را به گدایی بر در كریم فرامی خواند .
« العجل ، دور فلك درنگ ندارد شتاب كن1 ، دیدی به عبادت نمی توانی پیش ببری به گدایی و تضرّع از او چیزی بخواه .
همین مگو ما را بر آن در ، بار نیست با كریمان كـــارها دشوار نیست
بهانه طلب است . مجّانی دادن دأب و دَیدَن اوست آماده ی این كار است . دادِ او را قابلیّت شرط نیست ، توجّه صرف كافی است » .2
4
پس ، از تمام وجود به صدق و سجود گدایی كن و سائلِ درِ خانه اش باش . گر چه سائل مطلق است ؛ هر سؤالِ سائل و هر سائلی را شامل است لكن در اصل گدایی ست ، گاهی سائل از علم سؤال كند و گاه به علّت فقر اقتصادی لقمه ای نان طلب كند . خدای را در عطا نمودن حد و شرط نیست « و عنده خزائن كل شیء »3 بی ربط نیست . چه علم خواهی چه رزق خواهی و چه یك جُو معرفت خواهی همه از او خواه و به گدایی خواه . او كریم است ؛ نه در بخشیدن بخل ورزد و نه از خزانه ی كرمش چیزی كم گردد . او تجلّی نماید نه تجافی . همه چیز مهیّای جود و بخشش اوست حال ، حرف این جاست : گر گدا كاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست ؟!
4
گو : بهر گدایی آمدیم ، نه مستحقّ انعامیم و نه مالی داریم كه به تجارت آریم ! جز دعا مالك چیزی نباشیم 1. رأس المال ، رجاست دل پر امید ست2 و چشمی اشكبار و پر طمع كه شاه از درَش دست خالی بیرونمان نبرد .
گو : تو خود فرمودی كه گداییم و محتاج این خانه ایم3 و از صفات تو نیست كه گویی آییم و چون آییم از كرمت بازداری4 حال آن كه فقد هربت الیك و وقفت بین یدیك ، مستكینا لك ، متضرّعا الیك ، لائذا عائذا بك . ماییم و كهنه دلقی به كف آلوده ، تویی و آستانی به كرم آسوده ، دستی كه بسویت دراز داریم از عرش تو كوتاست این چهره كه پُرروست بر درگه تو بی روست ! پس جامی نوشان كه تغییر پذیریم ، باده ای بده كه دل پذیریم . تو را سزد كه ز رحمتت دریغمان مداری ، ما را سزد كه از گداییمان برنتابیم .
« الحاصل ، گدایی را گفتند وِل مكن تا هیچ وقت محتاج نباشی . از گدایی خیلی كارها ساخته است . » 5
5
شبِ عارف روزست در پیمودن طریق ، میان بَر است بر اصحاب طریق . خواهی كه سریع و بی پیرایه به مقصد برسی شبانه سوی خرابات خرام ، از نیمه های شب تا به سحر سائلین بر در خانه اش ایستاده اند و به طاعت مشغولند اگر گوییم كه نزدشان اولیاء الله نباشد همین بس كه زمین از حجّت حقّ خالی نیست پس نور طاعتِ سرور كائنات حضرت بقیّه الله الاعظم (نفسی و نفوس العالمین له الوقاء و الحمی) چون خورشید نورافشانی كند . سرِ راه ملائك به گدایی بنشین و از آن عبادت كامل چیزی طلب كن كه بی پاسخ نمانی . اگر الف از الله اكبر آن نماز شب ، نصیبت شود برایت كافیست و از آن بی نیاز شوی و در عرفان ثروتمند گردی كه « غرض از مجاهده ، خود را عاجز دانستن و به معرض گدایی درآوردن است . » 6
5
و بالجمله بگویم كه كو چك شدن برایش رمز مزدِ سائله و این اظهار تذلّل و تخشّع در انبیاء و اوصیاء و اولیای الهی موجود است به دو نونه اكتفا نماییم :
وحی آمد : ای موسی ! آیا دانی زچه روی تو را برگزیدیم ؟ بر درگه خود كلیمت بنمودیم ؟ موسی به زبان عجز گفت : الهی ! تو بهتر دانی ، آن چه دانی بر من خوانی . خدا هم فرمود : ای موسی ! بر همه ی عباد روی بنمودم كسی مثل تو را نیافتم كه نفسش ذلیل گرداند ؛ هر گه كه به آستانم روی آوردی گونه بر خاك بنهادی ، چون خودت را ذلیل و خوار بشمردی عزیزت داشتیم و چون تواضع كردی مقرّبت بنمودیم .1
یا آن جا كه رسول اعظم (صلی الله علیه وآله وسلّم) فرمود : سوگند به آن كه نفسی بیده ! هیچ كس به عمل وارد جنّت نشود . عرض كردند : یا رسول الله ! حتّی شما ؟ فرمود : حتّی من ، مگر آن كه رحمتش سایه افكند و فضلش مرا دربرگیرد . آن گاه حضرت دست بر سر نهاد و بر صدایش افزود .2
این همان حقیقت گدایی ست این همان عجز بندگیست . شیخ بهار هم در نهایت عجز و گدایی می گوید :
« فالیك المشتكی من نفسی و اقربائی و اصدقائی و جیرانی و اهل بلدتی و اهل ملّتی فانّهم كلّهم متّفقه الكلمه صاروا علیّ و لیس احد استعین به فی امری غیرك فان كنت مترحّما فالآن وقته و اوانه فخذ بیدی یا منقذ الغرقی و منجی الهلكی .
6
فان قلتَ : ای بدبخت كذّاب ! ریش سفید دل سیاه ! تا كی از این بافندگیها و دروغ زنیها و كج رفتاریها ؟ از كه می نالی ؟ یك قدم براستی پیش بِنه تا تمام كائنات را تصرّف كنی ، به حیله و تزویر كار درست نخواهد شد . بگو ببینم داخل در چه صنفی از اصناف می باشی ؟ اهل علمی ، كاسبی ، متعبّدی ، عارفی ، لوطی ای ، درویشی ، چه كاره ای ؟ انسان هر كاره باشد باید شرایط آن را مَرعی دارد . در تو هیچ یك از این ها شرطش محرز نیست . اگر اهل علمی ، كو علمت و حلمت ؟ كو تواضعت و تخشّعت ؟ كو زهدت ؟ و اگر كاسبی ، كو امانتت ؟ كو تفقّهت ؟ كو تدیّنت ؟ اگر متعبّدی ، كو توكّلت ؟ كو مناجات در خلواتت ؟ كو بیداری شبت ؟ كو صوم ایّام صیفت ؟ كو گریه های اطراف لیل و نهارت ؟ اگر عارفی ، كو معرفتت ؟ كو تسلیم و رضایت ؟ كو تركِ سِوایت ؟ اگر لوطی ای ، كو مردانگیت ؟ كو گذشتت ؟ كو دستگیری از ضعفایت ؟ كو سبیلهای كُلفتت كه هر مویی از آن قیمت دنیا و ما فیهاست ؟ اگر درویشی ، می گویند : كلاه درویش باید مشتمل چهار ترك باشد كه هر تركی كاشف از تَرك دیگری ؛ اول : ترك دنیا ، دوم : ترك عقبی ، سوم : ترك مولی ، چهارم ترك ترك . كدام یكی از این تَركها را انجام داده ای ؟
6
قلتُ : نه قاضیم ، نه مدرّس ، نه محتسب ، نه فقیه . داخل هیچ یك از این عناوین نیستم ، پیشتر عرض شد كه گدا هستم . گدایی را شرط نباشد . گدا ، مجّانی طلب است . خدمتی از او نخواسته اند .
فان قلتَ : لااقلّ در طلب باید صادق باشی و حتّی المقدور جِدّ و جهد بكنی .
قلتُ : بارها گفته ام و بار دگر می گویم تا كه از جانب معشوقه نباشد كششی1
كوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
تَبَصْبُص عیسوی ِ شیخ
هدف از گدایی ، عاجز دانستن خود و رسیدن به فقر مطلق و محض است و بالاتر از این ، تَبَصْبُص بر درگاه حقّ تعالی ست . گویی كه تَبَصْبُص چیست ؟ گویم : تا كنون سگی دیده ای كه از خوف و طمع نزد صاحبش دُم تكان دهد ؟2 این همان تَبَصْبُص است . همان تملّق و چاپلوسی به بارگاه بی نیاز كه در آن رمزها نهفته است و رئفت و رحمتش را جلب نماید .
نزد ارباب معرفت و اصحاب سیر و سلوك ، تَبَصْبُص عیسوی شناخته شده است آن جا كه خداوند به روح الله (علی نبیّنا و آله و علیه السّلام) وحی فرمود :
7
« یا عیسی ! اَلِن لی قلبك و أكثر ذكری فی الخلوات و اعلم أنّ سروری أن تبصبصَ إلیّ و كن فی ذلك حیّا و لاتكن میّتا . »3
7
ای عیسی ! قلبت را برایم نرم ساز و در خلوتهایت بسیار یادم كن و بدان سرورم در این است كه برایم تبصبص نمایی و در آن زنده باشی ، نِی مرده باشی .
بر درش با عجز تمام به تملّق آیی نه زِ روی و ریا و سُمعه آیی .
تبصبص عیسوی ، رَه گشاست و سنّت حسنه ایست كه آیه ی : « و من یعظّم شعائر الله فإنّها من تقوی القلوب »1 را شامل است . شیخ بهار هم در مراسله ی دوم ، تبصبص عیسوی را دستور العمل قرار می دهد :
« ندانم سبب پریشانی حواس چه بوده ، آیا شست و شویی كرده بودی و به خرابات راهت ندادند و یا از درِ صدق داخل شدی بیرونت نمودند ؟!
ماذا التّوانی و ماذا التّحیّر ألیس بابه للدّاخلین مفتوحا و خیره للطّالبین مبذولا ؟!2
... تا این جا كه : فتبصْبَصْ إلیه تبصْبُصَ الكلب الجائع فلعلّه ینظر إلیك نظره الرّحمه و الرّضوان إن شاء الله .
نمی دانم بیش از این چه بنویسم ، إن كنتَ عطشانا یكفیك قلیل من الماء ، در خانه اگر كس است یك حرف بس است . »3
در دعای ماه رجب چون به این فراز رسیم : « یا ذا الجلال و الإكرام یا ذا النّعماء و الجود یا ذا المنّ و الطّول حرّم شیبتی علی النّار »4 یك دست بر چانه گیریم و انگشت سبابه دست دگر از یمین و شمال به حركت درآوریم و آن گه دعا نماییم . این همان اظهار تذلّل و تخشّع و چاپلوسی است این همان تبصبص عیسوی ست كه مایه ی مسرّت الهی ست . شهید اول (رضوان الله تعالی علیه) نیز در معنای البصبصه به همین معنا اشاره دارد .5
8
پس باید آن قدر بر درش به این حالت بگذرانی تا چیزی به تو بدهند نه آن كه بی حوصلگی كنی و این در رها كنی و به در غیر پناهنده شوی . چون درِ خدا بیایی از درِ غیر بیزاری جوی ، اگر هم تو را بیرون كردند دوباره برگرد و از گدایی و تبصبص برنتاب .
8
امام زین العابدین (علیه السّلام) به همین سبك و سیاق در فرازی از مناجاتش با لسان عشق ، عرضه می دارد :
« فوعزّتك یا سیّدی لو نهرتنی ما برحت من بابك و لا كففت عن تملّقك لما انتهی إلی المعرفه بجودك و كرمك . »1
به عزّتت سوگند ای آقای من ! كه اگر برانیم ، از درَت تكان نخورم و دست از تملّقت برندارم . چرا كه تو را به جود و كرم شناخته ام .
مشق عشق در مشی عرفانی
بسمه تعالی
مشق عشق در مشی عرفانی
عارف کامل حاج شیخ محمد بهاری
لو علم المدبرون کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقاً »اگر کسانی که از من روگردان هستند شوق و علاقه مرا بخودشان می دانستند از کثرت شوق می مردند.«[1]
عاشق خود کرده بودی تو مرا پرده بردار تو بمن عاشق سری
در جامعه امروز عشق و عرفان از مفاهیمی هستند که مورد سوء استفاده مدعیان دروغین و شیادان این کلام مقدس قرار گرفته اند. این لطائف ربانی و ناب گاه لقلقه زمان محافل تزویر و ریا و گاه اسباب انحراف و شکار جوانان از طرف داعیان دروغین راه توحید واقع شده است، در حالیکه عشق و عرفان الهی توحیدش قرآنی، استدلالش برهانی کشف و شهودش وجدانی و اشرافش ملکوتی و به قول اخلاقی بی بدیل حاج شیخ محمد بهاری مجاهده اش »موت احمر« است.
عشق و عرفان این عالم ربانی الهی و عملی است و پرواز به آن وادی عشق برای تیزتک می طلبد و غواصی ماهر می خواهد که بتواند در بحر آن شنا کند.
نازکان را سفر عشق حرام است حرام. که به هر گاه در این ره خطری نیست که نیست این خاک نشین کوی یار در تبیین عرفان عملی خود و حقیقت عشق مراحلی را لحاظ می نماید که در حقیقت بر زبان وصول و ورود به آن ساحت قدسی است. اولین وادی را این چنین آغاز می کند.
درد ما را نیست درمان الغیاث هجر ما را نیست پایان الغیاث
»العجب کل العجب از این که گویند عمر دنیا هشت هزار سال است و بر من بی نوا در این مدت متمادی الی کنون هشتاد هزار سال بیشتر گذشته هنوز اول فراق من است به دلیل اینکه نوح (ع) در هزار سال یک طرف دید و من چندین هزار طوفان دیده ام، و ابراهیم (ع) در تمام عمر یک آتش نمرودی مشاهده کرد، و من صدهزار آتش نمرودی کشیده ام. موسی (ع) یک صاعقه بیشتر لمس نکرد ولی کل یوم صعقهٌ فوق اُخری (و برای من هر روز بهوشی و صاعقه است بالاتر از قبلی)«.[2]
این چه عشقی است که در جان این عارف دلباخته افتاده است که نشان از هشتاد هزار سال فراق و طوفان چند هزار ساله نوح و سوزانندگی صد هزار بار آتش نمرود و صاعقه هر روز موسی (ع) رادارد. این چه درد فراقی است که این عارف شیدای عشق از آن سخن می گوید.
درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری پشیده ام که مپرس
بی تو در کلبه گـدائی خـویش رنج هائی کشیده ایم که مپرس (حافظ)
عارف پاکباخته حق و شائق پرواز به بضاعت خود می نگرد که مزجاه است و بی مقدار و عرضه می دارد.
»با همه اینها شغلم نوحه گری. نه از ضلت خبری و نه از مودت اثری در کار هست، ملامت مردم یک طرف فقر و فاقد یک طرف، اغراض شما یک طرف، باز آن دو سهل است زیرا که:
نه به زرق آمده ام تا به ملامت بروم بندگی ورخم اگر عزت اکرامم نیست«[3]
»اما آنچه دل را می گدازد و اعضاء داخلی را قطعه قطعه می کند آن آخری است« سالک راستین در شروع منزل بعدی از طفل از شیر بریده یاد می کند که اگر بر او هزار افسانه و داستان بخوانی پستان مادر از یادش نمی رود و در این انقطاع الهی او به مهربان عالم آفرینش چشم می دوزد زبان پارایت درخواست و گدائی ندارد و اظهار می دارد:
آنی که تو دل نالان دانی احوال دل شکسته بالان دانی
گر خوانمت از سینه سوزان مثنوی ور دم نزنی زبان لالان دانی
سحاب رحمت او بارش آغاز می کند و معشوق نشان راه می دهد که:
آیا منزلگه دور واقع شده؟ مأوا و مقصد را بلد نبوده ای! صاحب و دربان گذارده اند، کسی را از ساحت قرب دور کرده اند؟ آیا منادی ها ندا در ندادند که هر که حاجت دارد بیاید، آیا ملازمان خبر ندادند که از احسان مضایقه نیست، آیا ایلچی ها نرساندند که هر که مخالفت نماید در عوض کرم بیند؟ آیا اطباء اعلام ندادند که هر مریضی را معالجه نمائیم و هر زخمی را مرهم نهیم. آیا حکام جاری نزدند که ما دادرس هر مظلوم و دستگیر هر افتاده ایم، آیا دانشمندان نگفتند که هر مجنونین را عاقل گردانیم و هر ناقص را کامل، با این نقل ها از سایه خود رمیده اند که گله داری؟
قلت نعم، الامرُ کما تقول و فوقَ، یقول القائلون الا اَن نجد به اصراً آخر و هو هذا: »گویم آری آنچنان است که تو گوئی و بالاتر از آنچه می گویند مگر اینکه امری دیگر می یابیم که این است:«[4]
تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشقی بچاره بجائی نرسد
در این مرحله عاشق کشش معشوق را می طلبد التفائات و توجهات خاص و غمزه معشوق را طلب می کند زیرا که اگر انعام کریمه اش نباشد ذکر یار از یاد می رود و غمزه یار نباشد غم از دل و جان نمی رود. و معشوق شرط ورود به خواسته ای حضرتش را آداب مخصوص و خدمات مخصوصه و ویژه می شمارد ریاضت می طلبد تا عاشق ظرفیت یابد.
»آن بیخوابیهای شب و آن روزه های روز و ناله های دلسوز، و آن پریدن های رنگ و آن طپید نهای دل و آن اعتقال (لکنت) سان و اضطراب مفاصل و اعضاء و آن تحمل ات از خلق و آن مراعات جمیع آداب مع المعشوق و آن بذل مال و جان و اختیار ... کدامیک از اینها را طی کرده ای که توقع محرمیت اسرار و قابلیت الغامات خاصه را می نمائی؟[5]
در این که معشوق شرط وصول می گذارد عاشق را در وادی حیران رها نمی کند و در شب تاریک و بیم موج و در او گردابهای هولناک سرگردان نمی کند و بجای سنگن انداختن به تاریکی شمع روشن می کند تا تاریکهای زیر پایش را ببیند و از چشم خود پرده جهل و غفلت را بگیرد. به خود آید بی مبالاتیهایش را بنگرد، نهیب مهربانانه می زند و موانع عروج عاشق را می شمارد.
»تو برو اینگونه توقعات را از خواب نوشین سحر و لقمه چرب سرشب، و از بی مبالاتی روز و از معاشرت نااهل و از میل به هوی و هوس داشته باش کار نازک است گفته اند: تا زر ندهی، زورت ندهند تا سرنسپاری سرت نسپارند تا اختیار را وانگذاری مختار مطلقت نکنند تا رشته از کائنات نبری رشته محبتت نپیوندند.«[6]
در این وادی طلب است که عارف عاشق با کمال خلوص فریاد بر می آورد:
به والله به بالله به تالله به حق آیه نصر من الله
که مو از دامنت دست بر ندارم اگر کشته شوم الحکم اللیه
»اگر بفرمایید قابلیت استفاضه از من را نداری جواب عرض کن به دستیاری اولیاء و خودت کرامت فرما الحاصل اگر رو ترش نماید تبسم کنان التماس کن. اگر از تو اعراض نمود تبعیض کنان از عقب او بده اگر از خودش مایوس شدی به امناء دولتش ملتجی شو!...
اگر بفرماید جرات این حرفها را از کجا بهم بستی؟ عرض کن حلم تو اشاره می کند اگر بفرمائید این زیانها را از کجا یاد گرفتی بگو:
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود
امتهمه قول و غزل تعبیه در منقارش[7]
باشد که این رقیمه ناچیز که مزین به کلام ناب و عرف انی آن سالک عارف علی اصغر گردیده مورد عنایت و توجه دوستداران جوان و شیفتگان عرفان این حکیم بی بدیل قرار گیرد.
اشعار کنگره 1
بسم الله الرحمن الرحیم
داردآن سان کز کلام الخلق قرآن برتری برعوام الناس دارد آن سان برتری
هم ز اصحاب الیمین و هم زاصحاب الشمال سابقونالسابقون را دادیزدان برتری
بحث اسلمنا کجاوبحث وآمنا کجا؟ هرزمان دارد چو بر تسلیم ایمان برتری
بهر اثبات این سخن را نیست حاجت بردلیل داردآری قطعاُ از کافر مسلمان برتری
هست چون انسان کامل جامع کون وجود قلب او دارد یقین از عرش رحان برتری
کیست این منظومه ی که دارد علم او حقاُ از سیصد تن از ابرار دوران برتری
کیست این پرچم بدوش حکمت آخر زمان نیست این پندار اگر دارد زلقمان برتری
چون قمر انوار میان اختران تابنده است تامدادش راست بر خون شهیدان برتری
هرکه را بر چشم اگراز کحل عرفان توتیاست آستانش رادهد بر روح و ریحان برتری
متصل بر منشاء نور است و آز آن دور نیست گر ضمیرش دارد از خورشید رخشان برتری
قلب خاک شهر را پنهان درخشان گوهری ست کان گهر دارد به حق از بحر عمان برتری
مرقداین شیخ اگر دیهیم شهر ما نبود کی؛کجا می یافت شهرما به استان برتری ؟
قطعه ای از آسمان دفن است در این خاک شهر خاک شهر از این شرف دارد به رضوان برتری
ای وجود پاک تو مرات ذات ذوالجلال جان به قربان مقامت باد کز جان برتری
با کدامین علم ودانش وصف عرفانت رواست کز محیط عقل و استدلال وبرهان برتری
کاروان علم وعرفان را به معنی سروری تارک وقفه وفقاهت را به حجت افسری
آستانت بارگاه علم و عرفان است ونور بارگاهت آستان فیض وحکمت گستری
کهکشانی چون تو در منظومه ی عرفان کجاست ای محی الدین دوران تاج فقه اکبری
تالی حلاج و شبلی،بایزید وبوسعید وارث سلمان ومقداد وبلال بوذری
می توانم گفت روح جسم تقوایی وزهد می توانم گفت خود بر زهد وتقوا پیکری
سبقت آن سان برده ای از علم زابنای زمان عاجز از ایجاد مثلث گنبد نیلوفری
مرقدت از انتشارنور سبقت برده است از عطارد و زحل ،مریخ و کیوان مشتری
دستیابی بر مقامت هر کسی را ممکن است گر بر آید از عرض یک لحظه کار جوهری
آری آری قدر عرفان تو استادت شناخت قدرزر،زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
خالصا یودی لوجه ا...و آری زین شرف نقطعه ی پرگار عشفستی وبر دین محوری
فیض فیاض علی الاطلاق دستم رابگیر ای معظم کز سران امت پیغمبری
مهتری بر قامت دلجوی تو زیبنده است شرم من بادا که از دستم نیاید نوکری
لیتنا کنا معک یا شیخ آیا کی شود هدیه سازی از سبوی خویش ما را ساغری ؟
جواد نوری – شهرستان بهار –09354184851- 08124225299
تلخیص تَذکرة المُتّقین2
آداب توبه
توبه از معاصی اول قدم از طریق الی الله و راس المال فائزین و کلید استقامت مریدان و اصل نجات است.
معنی فقاهتی توبه عبارت است از ترک معاصی فی الحال و عزم بر ترک آنها در استقبال و تدارک آنچه که قابل تدارک باشد.
برخی توبه را خلع لباس جفا و ترک آنچه مرتکب بوده و نشر بساط وفا دانسته اند.
همچنین توبه را مطلق پشیمانی اطلاق کرده اند.
هیچ اشکالی در واجب بودن توبه از نظر عقلی و شرعی نیست. و نیز ثابت شده که مقدمه واجب از نظر عقلی و شرعی واجب است.
گناه از آن جهت که پیروی از دشمن خدا یعنی شیطان و هوای نفس است و بلکه بالاتر بندگی شیطان و هوای نفس است در واقع به منزله اعراض و روی گردانی از خدای تعالی میباشد.
ای برادر بدان هیچگاه از گناهی که با اعضا و جوارحت صورت میگیرد مانند غیبت و آزار و بُهتان و خیانت چشم و غیر اینها و نیز از انواع گناهان دیگر مُنزّه نیستی بر فرض اگر از چنین گناهانی خالی باشی از رذائل نفسانی و تصمیم گیری بر گناه خالی نخواهی بود و اگر از آن سنخ گناهان هم سالم باشی پس حداقل از افکار پریشانی که آدمی را از یاد خدا غافل میکند خالی نیستی و اگر از اینها هم سالم باشی لااقل از غفلت و کوتاهی در شناخت خدا و صفات جمال و جلالش و شگفتی های آفرینشش و افعالش در امان نیستی و شکی نیست که همه اینها نقصی است در تو که واجب است از این نقصان بازگردی و برای همین است که توبه بر تو در هر آنی لازم است.
خداوند جل و علا توبه صحیح را قبول می فرماید به شرط آنکه: اولاً ) بعد از برانگیختن آتش نَدم در دل، به آب چشم کثافات معاصی را از قلب بشوری و هر قدر تاثیر آتش پشیمانی در قلب بیشتر باشد این نشانه وجود اسباب امید بر تکفیر ذنوب و علامت صدق است، چه اینکه باید حلاوت تَشهیّات معاصی مبدل به تلخی نَدم گردد تا نشانه تبدیل سَیئات به حَسنات باشد.
ثانیاً ) قصدش تعلق بگیرد به ترک هر مُحرمی و اداء هر واجبی و تدارک کند هرچه را از او فوت شده در زمان گذشته اعم از عمد و خطا و تکلیف داشتن و نداشتن و اینها را حساب نموده و اگر صاحبش موجود است و حتی از ورثه آنها استحلال کند.
استغفار شش شرط دارد که عبارتند از:
اوّل ) پشیمانی بر گناه گذشته
دوّم ) تصمیم بر ترک باز گشت بسوی آن گناه برای همیشه.
سوّم ) حقوق مخلوق خدا را به آنها بپردازی تا خداوند را با پاکی دیدار کنی به گونه ای که بر تو گناهی نباشد.
چهارم ) آنکه همت کنی که هرچه بر تو واجب بوده و آن را ضایع کرده ای ، حق آن را بجا آوری.
پنجم ) آنکه همت کنی و گوشتی را که از حرام بر تو روییده با اندوه ها ذوب کنی تا جایی که پوست به استخوانت بچسبد و بین آن دو گوشت جدید بروید.
ششم ) آنکه رنج طاعت و بندگی را به جسمت بچشانی همانگونه که شیرینی معصیت را به او چشاندی پس آنگاه که این شرایط را به جا آوردی میگویی :« استغفر الله »
خوب است در توبه اینکه طاعت از جنس معصیت باشد مثلاً اگر سفر معصیت کرده ای ، مبدل به سفر طاعت بنماید.
همچنین خوب است بعد از مقدمات توبه قدری تحصیل حزن شود.
نحوه توبه کردن :
اوّل ) غسل کنید
دوّم ) وضو بگیرید
سوّم ) چهار رکعت نماز بخوانید ، در هر رکعت حَمد را یک مرتبه و قُل هو الله را سه مرتبه و مُعَوَّذَتَین را یک مرتبه ، بعد از آن هفتاد مرتبه استغفار کنید و بعد ختم کنید به لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم .
سزاوار است قبل از این عمل چیزی تَصدّق شود اگر چه چیز کمی باشد زیرا که صدقۀ پنهان غضب الهی را خاموش میکند.
همچنین بنده بایستی بداند که خداوند عالم جَلّ ذکرهُ معامله میکند با بندة خود به مقدار حسن ظنّش به خالق خود.
علی ایحال انسان نسبت به معاصی سه حال دارد:
اول) پیش از ارتکاب به معصیت که در اینصورت باید اخبار خوف بر خویش بخواند ، شاید خودش را منصرف نماید.
دوم) در حال معصیت در اینصورت باید بیشتر خود را بترساند زیرا مَلک المُوت جَلّ شانهُ العظیم حاضر و ناظر ایستاده و بندۀ او در حضور مُقدسش هتک حُرمت او را میکند.
سوم) اگر نستجیر بالله شهوت غالب آمد و بر نگشت و معصیت را انجام داد بایستی بعد از معصیت پشیمان شود و اخبار رجاء را بر خود بخواند تا شیطان ملعون او را از توبه مایوس نکند. و بداند که یاس از رحمت الهی از معاصی کبیره است.و نیز بداند که خداوند از کثرت جودش اسم مبارک خود را وُهّاب گذاشته است.
بازآ بـازآ هر آنچه هستــــی بــازآ گر کافر گبر و بت پرستی بازآ
کاین درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آ
ای برادر عزیز بدان امور فوق اول درجه از توبه است و هنوز قشر است و به پوست نرسیده ای چه اینکه توبه
تلخیص تَذکرة المُتّقین1
بَس کاخها خراب شد و بیستون بجاست
بُنیاد عِشق بین که چِسان مُحکم اُفتاد
مقدمه
منّت خدای را که فرصتی فراهم ساخت تا ضمن مطالعه کتاب تذکره المتّقین عارف بهاری(رض) بتوانم تلخیصی از آن کتاب عرفانی در باب آداب سیر و سلوک را جهت مشتاقان گردآوری نمایم.
کتاب تذکره المتّقین عارف کامل حضرت آیت الله حاج شیخ محمد بهاری (رض) جدای از مطالب معنّوی و عرفانی از ادبیاتِ جذاب ِخاص خویش برخوردار بوده و همچون گفتارهای صادقانه پدری است برای فرزندان خود.
محتویات کتاب تذکره المتّقین هرچند جمیعاً آداب سیر و سلوک فی طریق الی الله است و بین قسمت رسائل با سایر قسمتهای این کتاب از این منظر تفاوتی نیست، لیکن قسمت آداب در تلخیص مورد توجه قرار گرفت تا برای طالب مبتلا به ضیق وقت، اجمالاً آداب لازم جهت سیر الی الله را یادآوری نماید.باری، قسمت رسائل به جهت ظرافت در نگارش و ادبیات عارفانه و عاشقانه سزا نبود تلخیص گردد تا حقّ آن ذوق بکار رفته همچنان پایدار بماند و سالک بتواند وجود خویش را به حال و صفای لحظه نگارش نگارنده متصل نماید. باشد که این تلخیص مفید طبع واقع گردد.
دکتر بهروز کارخانه ای
دبیر کمیته علمی ـ پژوهشی
کنگره عارف کامل حاج شیخ محمد بهاری
كنگره ملی آیتالله محمد بهاری به كار خود پایان داد
كنگره ملی آیتالله محمد بهاری به كار خود پایان دادهمدان - كنگره ملی آیتالله شیخ "محمد بهاری"، پنجشنبه شب با پیام آیت الله جوادی آملی، از مراجع تقلید، در مصلای شهر بهار به كار خود پایان داد. این كنگره امسال به صورت ملی و با حضور تنی چند از آیات عظام و اعضای مجلس خبرگان رهبری با پیام مقام معظم رهبری روز پنجشنبه در مصلی شهر بهار آغاز به كار كرد. حضرت آیتالله خامنهای در این پیام كه در آیین آغازین این كنگره خوانده شد از برگزاری آن تقدیر و اظهار داشتهاند: خیلی كار به جا و شایستهای شد اینكه برای بزرگداشت مرحوم شیخ محمد بهاری شخصیت برجسته، عظیمالقدر و گمنام كنگرهای برگزار شود و این بزرگان معرفی بشوند و از آثار و بركات وجودیشان در جامعه استفاده شود. مقام معظم رهبری به عرفان شیخ محمد بهاری اشاره كردند و افزودند عرفان ایشان از نوع عرفانهای خانقاهی و این چیزها نیست و با اینها مخالفاند لیكن ذوق و وجود و حال بهجت معنوی در پرتو استفاده از كتاب و سنت و روش معصومان این شاخصه عمده راهی است كه این بزرگواران طی كرده اند. آیتالله "عبدالله جوادیآملی" در بخشی از پیام خود به این كنگره گفت: این مرجع تقلید با تقدیر از همگان اعتلای درجه سالك واصل حضرت آقای محمد بهاری را از خداوند مسئلت و ادامه راه عارفان حق مدار را ارزونمود. وی افزود: عارفان وارسته كه از دسیسه تسویل رسته و از فتنه اماره به سوی رهایی جسته و برای رسیدن به مقصود و شهود مقصود خسته و از غیر حق رسته و به ولای قرآن و عترت وابسته و چونان آیت حق حاج شیخ محمد بهاری به حقیقت پیوستهاند جزء مجاهدان نستوه جهاد اوسط و اكبرند. و همانطوری كه مفسر نامور امامیه حضرت مولا محسن فیض فرمودهاند اینان مانند شهدا در جهاد اصغر، از حیات ملكوتی برخوردارند و نزد پروردگار خویش روزی دریافت مینمایند و مژده خود را به وسیله ادامهدهندگان راه مخصوص خود میگیرند. وی افزود: آنچه از خداوند یكتا و یگانه صادر یا ظاهر میشود از وحدت خاص برخوردار است، این هماهنگی هم برای علوم نسبت به هم و هم برای اخلاق و اعمال در قیاس با هم و نیز برای ارزیابی علوم و اعمال در كنار یكدیگر مطرح خواهد بود. به طوری كه اگر علوم وحیانی ممثل شود به صورت زكات روح و طهارت قلب در میآید و اگر صفای ضمیر و سلامت دل سالكان نبوی و علوی به صورت دانش تمثل یابد همانا علوم معنون در قرآن و سنت اهل بیت عصمت و طهارت خواهد شد. وی ادامه داد: بنا براین نه تزكیه نفوس انسانی مورد غفلت رهبران الهی است و نه تامین آن به غیر علوم وحیانی سپرده شد و نه آنكه جریان تهذیب ارواح در حوزه نوافل قرار گرفته و خارج از قلمرو فرایض است. آیتالله جوادی آملی در بخشی دیگر اضافه كرد: برای پی بردن انسان به چنین جمال و موهبتی دو راه وجود دارد كه اجتماع آن كارآمدتر است یكی علم حضوری كه عارفان شاهد به بارگاه رفیع آن نائل میشوند و دیگری علم حصولی كه حكیمان و متكلمان عاقل دستی از دور بر آن دارند و جمع دو علم كمال مطلوب است. وی ادامه داد: ظهور وحدت در كثرت مایه انسجام و هماهنگی آن بوده و مانع تشتت و پراكندگی آن خواهد بود و انطوای كثرت در وحدت و رجوع آن به این موجب تعدیل كثرت و رادع تعطیل آن میباشد. وی گفت: هر چند گاهی عرفان رقیمه برهان را امضا میكند و تخلیه رذایل را مقدمه تحلیه فضایل میداند و شعار "دیو چو بیرون رود فرشته درآید" را روا میدارد لیكن هماره ملكوت خویش را مصون داشته و تزكیه را مقدم بر تخلیه قرار میدهد و با هبوط فرشته فضیلت، اهریمن رذیلت را بیرون میكند. و فضای درون را برای بیگانه تنگ مینماید و نیز فتوا میدهد كه با نزول اجلال عشق جایی برای حكمرانی عقل نخواهد بود. وی همچنین گفت: عبادت شاهد شهد مشهود معبود را به همراه دارد و پرستش عاقلترین هراس از دوزخ یا امید به بهشت است. آیتالله حاج شیخ محمد بهاری در سال ۱۲۶۵هجری قمری در بهار در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد و تحصیلات خود را نزد شیخ محمد باقر بهاری انجام داد و برای ادامه تحصیل به بروجرد عزیمت كرد. وی در ۳۲سالگی به درجه اجتهاد رسید وی سپس عازم نجف اشرف شد و به مدت ۱۵سال در محضر آیت الله ملاحسین قلی شوندی همدانی به آموختن عرفان پرداخت و بعد از فوت ایشان ادامه تربیت شاگردان ایشان را عهدهدار شد و در نهم رمضان سال ۱۳۲۵هجری قمری دار فانی را وداع گفت. حدود ۴۰مقاله به دبیرخانه كنگره ارائه شده بود كه پنج مقاله از اینها به صورت سخنرانی ارائه شد.ك/۲ |
پیام ایه الله جوادی املی
| پیام آیتالله جوادی آملی به همایش بزرگداشت آیتالله بهاری | ||||||
| تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: آیتالله عبدالله جوادی آملی برای همایش «کنگره بزرگداشت حضرت آیتالله حاج شیخ محمد بهاری» پیامی را صادر کرد. | ||||||
بسم الله الرّحمن الرّحیم و إیّاه نَستعین حمد و ثنای سرمدی خدای محمودی را سزاست که غایت آمال عارفان است. تحیّت ابدی پیامبران الهی به ویژه حضرت ختمی نبوّت را رواست که سالار سالکان کوی عرفاناند. درود بیکران دودمان طاها و اُسْره یاسین مخصوصاً حضرت ختمی امامت مهدی موجودِ موعود(عج) را بجاست که معلّم عارفان ناباند. به این ذوات قدسی تولّی داریم و از معاندان آنان تبرّی مینماییم. مقدم اندیشوران حوزه و دانشگاه, مسئولان محترم استان, برادران و خواهران ایمانی همدان را ارج مینهیم و از برگزارکنندگان بزرگوار این کنگره ملی که به منظور تجلیل از عارف وارسته حضرت آیت الله حاج شیخ محمد بهاری همدانی تشکیل شد سپاسگزاری میکنیم و از خداوند سبحان, تعالی روح آن سالک پرهیزکار و توفیق رهپویان جانب اَیمن طُور معرفت را که طَوْری است ورای طَور عقل مسئلت داریم و در اینباره چند نکته به ساحت حضّار گرامی اهدا میشود. یکم: آنچه از خداوند یکتا و یگانه صادر یا ظاهر میشود از وحدت خاص برخوردار است لَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاَفاً کَثِیراً, این هماهنگی هم برای علوم نسبت به هم و هم برای اخلاق و اعمال در قیاس با هم و نیز برای ارزیابی علوم و اعمال در کنار یکدیگر مطرح خواهد بود. یعنی یُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ با یُزَکِّیهِمْ منسجم میباشد به طوری که اگر علوم وحیانی ممثّل شود به صورت زکات روح و طهارت قلب در میآید و اگر صفای ضمیر و سلامت دل سالکان نبوی و علوی به صورت دانش تمثّل یابد همانا علوم مُعَنْوَن در قرآن و سنّت اهل بیت عصمت و طهارت خواهد شد. بنابراین نه تزکیه نفوس انسانی مورد غفلت رهبران الهی است و نه تأمین آن به غیر علوم وحیانی سپرده شد و نه آنکه جریان تهذیب ارواح در حوزه نوافل قرار گرفته و خارج از قلمرو فرایض است بلکه تضحیه نفسِ مسوّله و نفس امّاره و تطهیر روح از آسیب تسویل و گزند تأمیر سوء همواره مورد عنایت پروردگار بوده و خلیفهپروری را در پرتو تزکیه نفوس با اندیشه ناب و انگیزه صواب ادامه میدهد. زاد دانشمند آثار قلم زاد عارف چیست انوار قدم همچو صیّادی سوی اشکار شد گام آهو دید و بر آثار شد چند گاهش گام آهو در خور است بعد از آن خود ناف آهو رهبر است دوم: خداوند جمیل خلیفه خویش را زیبا آفرید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ «و حسن قوام أو رهین» فطرت توحیدی او و الهامیابی فجور و تقواست. فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا, وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ؛ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا. برای پی بردن انسان به چنین جمال موهبتی دو راه وجود دارد که اجتماع آنها کارآمدتر است یکی علم حضوری که عارفانِ شاهد به بارگاه رفیع آن نائل میشوند و دیگری علم حصولی که حکیمان و متکلّمان عاقل دستی از دور بر آن دارند و جمع دو علم کمالِ مطلوب است. آنکه خود را فراموش نکرد و در ظل توجّه توحیدیْ هویّت اصیل خویش را کشف نمود و با شهودِ حقّالیقینی علم و عالم و معلوم را یکی یافت و تثلیث مفهومی را در بحر وحدت عینیِ خود شستشو داد و مترنّم شد: سه نگردد بریشم ار او را پرنیان خوانی و حریر و پرند زیبایی خلقت خود را مشاهده خواهد کرد و هرگز به آلوده شدن آن رضایت نمیدهد و آنکه توفیق شهود تفصیلی روح که اضافه تشریفی به خداوند دارد بهره وی نشد ولی از راه علم حصولی و بررسی براهین تجرّد نفس هویّت خود را با دلیل عقلی شناخت مانند کسی است که برای حضرت یوسف(علیه السلام) آئینه ارمغان برد تا وی جمال خود را در آن ببیند و لذّت ببرد. عقل گرچه شاهد نیست ولی برای تهیّه وسیله شهود سهم بسزایی دارد. کسی که زیبایی خود را طبق مرآت عقل فهمید به قذارت آن راضی نمیشود و همین ادراک حصولی همانند آن شهود حضوری در تأمین وارستگی و پرهیز از پَلَشْتی و ناپاکی مؤثّر است, هر چند امتیاز دل بر فکر و برتری حضور بر حصول ثابت است. عاقلان اشکستهاش از اضطرار عاشقان اشکسته با صد اختیار عاقلانش بندگانِ بندیاند عاشقانش شکّری و قندیاند ائتیا کَرهاً مهار عاقلان ائتیا طَوعاً بهار بیدلان عبادتِ شاهدْ شهدِ مشهودِ معبود را به همراه دارد و پرستش عاقل قرین هراس از دوزخ یا امید به بهشت است. سوم: علوم وحیانی که مبانی اجتهادی خود را از منابع غیبی استنباط میکند دارای درجاتیاند که به اصغر و اوسط و اکبر تقسیم شدهاند. نامگذاری برخی از آنها منصوص و بعضی دیگر مستنبطاند. انقسام فقه به اصغر و اکبر که در کلام عدهای از علمای اسلام آمد محصول دستهبندی آن در برخی از نصوص دینی است. جریان جهاد اصغر و اکبر در آن حدیث معروف نبوی وارد شده و لازم آن این است, علمی که عهدهدار احکام, دستورها, آداب و سنن جهاد اصغر است فقه اصغر باشد و علمی که عهدهدار احکام, قوانین و قواعد جهاد اکبر است به فقه اکبر نامیده شود البته میتوان بین جهاد اصغر و اکبر, جهاد اوسط را ترسیم نمود و علمی که عهدهدار آن است فقه اوسط نامیده شود. به هر تقدیر جهاد در اسلام به اصغر و اکبر توزیع شده است. عارفان وارسته که از دسیسه تسویل رَسْته و از فتنه امّاره به سوء, رهایی جسته و برای رسیدن به مقصد و شهود مقصود خسته و از غیر حق گسسته و به وِلای قرآن و عترت وابسته و چونان آیت حق حاج شیخ محمد بهاری به حقیقت پیوستهاند جزء مجاهدانِ نستوه جهاد اوسط و اکبرند و همان طوری که مفسّر نامور امامیّه حضرت مولا محسن فیض فرمودهاند اینان همانند شهدای در جهاد اصغر, از حیات ملکوتی برخوردارند و نزد پروردگار خویش روزی دریافت مینمایند و مژده خود را به وسیله ادامه دهندگان راه مخصوص خود میگیرند. یعنی آیه وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ؛ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم مِن خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ اختصاص به شهدای جهاد اصغر ندارد بلکه شهیدان جهاد اکبر را نیز در بر میگیرد. پس این همایش بزرگداشت حیّ مرزوق است نه متوفای مدفون. جهاد نفس کن زیرا که اجری برای این دهد شه لشکری را ز چاه و آب چَه رنجور گشتیم روان کن چشمههای کوثری را چهارم: سلوک عرفانی با ظهور با هر وحدتْ در کثرتِ مجاری ادراکی و تحریکی سالکْ از یک سو و انطوای کثرت و بازگشت آن به وحدت بدون تعطیل آن از سوی دیگر است. ظهور وحدت در کثرت مایه انسجام و هماهنگی آن بوده و مانع تشتّت و پراکندگی آن خواهد بود و انطوای کثرت در وحدت و رجوع آن به این موجبِ تعدیل کثرت و رادع تعطیل آن میباشد. آنچه از آیه: رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّه برمیآید همانند تأثیر تامّ بینش توحیدی بر شئون زندگیِ سالکِ موحّد است. یاد خدا تضمین کننده یاد خودِ ذاکر است زیرا خداوند فرمود: اذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وقتی سالک موحّد به یاد خدا بود خداوند نیز از او یاد میکند و اثر همایون یاد الهی این است که چیزی برای سالک ذاکر حجاب سرگرم کننده نخواهد بود نه حرفه تجارت و نه پیمان خصوصی خرید و فروش که از مجموع آن به عقد بیع یاد میشود و نه خصوص فروختن که از آن به عنوان بیع در برابر شِرا تعبیر میشود و این امر سوم یعنی خصوص فروختن غالباً با سود همراه است زیرا در بیشتر موارد فروشنده از سود حاضر بهره میبرد ولی خریدار به امید نفع آجل اقدام مینماید. بنابراین سودآورترین حال در بین سه امر یاد شده همانا فروختن است که این وضع نافع نیز سالکِ ذاکر را از یاد خدا باز نمیدارد چنانچه مشاغل دیگر که نفع خیالی را به همراه دارد و گاهی بیش از سود مادّی رهزن است همچون جاهطلبی, اشتهار به علم و گسترش صِیْت تدریس, زعامت و مانند آن توان ردعْ و اِلهاء را ندارد. پنجم: هر چند گاهی عرفانْ رقیمه برهان را امضا میکند و تخلیه رذایل را مقدّمه تحلیه فضایل میداند و شعار: «دیو چو بیرون رود فرشته در آید» را روا میدارد لیکن هماره ملکوت خویش را مصون داشته و تزکیه را مقدّم بر تخلیه قرار میدهد و با هبوط فرشته فضیلت, اهریمن رذیلت را بیرون میکند و فضای درون را برای بیگانه تنگ مینماید و نیز فتوا میدهد که با نزول اجلالِ عشق, جایی برای حکمرانی عقل نخواهد بود سایهایّ و عاشقی بر آفتاب شمس آید سایه, لا گردد شتاب از درِ دل چونکه عشق آید درون عقل رخت خویش اندازد برون آنچه در این حوزه سهیم است تدبیر الهی و تسلیم سالک صالح است اگر مصلحت بیرون کردن دیو هوا و منزل دادن فرشته تقوا بود همان میشود و اگر حکمت در نزول مَلَکِ طهارت و آنگاه زدودن قذارت است همان خواهد شد. کوثر انقیادْ کیمیایی دارد که تکاثر درایت فاقد آن است مهمترین سرمایه سالکان واصل چونان آیت حقّ حاج شید محمد بهاری همدانی که این کنگره وزین به منظور بزرگداشت این شخصیت عرفانی است همانا جمع بین نیستی خود و هستی فیض خداست. همچنین جویای درگاه خدا چون خدا آید شود جوینده لا گرچه آن وَصلَت بقا اندر بقاست لیک ز اوّل آن بقا اندر فناست هالک آمد پیش وجهش هست و نیست نیست هستی اندر نیستی خود طرفهای است اندرین محضر خردها شد ز دست چون قلم اینجا رسد و سر شکست در پایان این پیام کوتاه ضمن تقدیر از همگان اعتلای درجه سالک واصل حضرت آقای محمد بهاری را از خداوند مسئلت و ادامه راه عارفان حقمدار را آرزو مینماییم. «والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته» جوادی آملی قم ـ آبان 1387 | ||||||
اخبار کنگره در مطبوعات
| |||
|
به گزارش خبرگزاری فارس از همدان آیتالله غیاثالدین طهمحمدی ساعتی پیش در كنگره آیتالله شیخ محمد بهاری در مصلای شهر بهار اظهار داشت: آیتالله بهاری از عارفان واصل به حق بود كه اسلام ناب را با عرفان الهی آمیخت و فقه را در كنار عرفان پرورش داد. | |||
اخبار شبستان
| ||||||||||
| ||||||||||
پورمحمدی: آیتالله بهاری تعقل و ایمان را باهم داشت
| |||
|
به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، حجتالاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی ظهر امروز در كنگره آیتالله شیخ محمد بهاری در مصلای شهر بهار اظهار داشت: اخلاق نماد رشد اجتماعی است و مؤدت و محبت خداوند، ائمه معصومین علیهم السلام و محبت نسبت به یكدیگر باعث افزایش روح اخلاق اجتماعی در جامعه میشود. | |||
رهبر معظم انقلاب در پیام تصویری به كنگره آیتا... بهاری مطرح كردند:كریم شیخ بهاری مقابله با عرفانهای دروغین است

در بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب آمده است: برگزاری همایش بزرگداشت شیخ محمد بهاری عظیمالقدر و گمنام، كار به جا و شایستهای است و با برپایی چنین همایشهایی میتوان معنویت و مسائل اسلامی را دراختیار مردم قرار داد تا مردم به سراغ عرفانهای دروغین نروند.
حضرت آیت ا... خامنهای اظهار داشتند: شیخ محمد بهاری شخصیت برجستهای است که هم فقیه و هم عارف است و وی شاگرد ملاحسینقلی شوندی است که آن بزرگوار شاخص سلسله عرفان است.
رهبرفرزانه انقلاب اسلامی در ادامه فرمودند: شیخ محمد بهاری آثار بسیار کم و محدود اما بسیار پر مغز دارند و تذکرهالمتقین دارای مضامین بلند عرفانی است.
رهبر معظم انقلاب از استقبال مردم به معنویت اعلام رضایت کردند و افزودند: خوشبختانه مردم بویژه جوانان به مسائل معنوی- اخلاقی و تزکیه نفس میل دارند و شناخت این افراد میتواند راه صحیح را از ناصواب به طالبان راه حق و حقیقت نشان دهد.
حجت الاسلام پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور نیز در این همایش كه در مصلای شهر بهار برگزار شد، مرحوم شیخ محمد بهاری را برخوردار از درجه بالایی از حکمت و عرفان بیان کرد و گفت: از ایشان آثار اندك اما گرانبهایی بر جای مانده است. وی دریایی از راهنمایی، درس زندگی و حیات جاودانه بود.
حجتالاسلام مصطفی پورمحمدی گفت: مرحوم آیتا... بهاری عارفی مسلمان، عالمی عارف و فقیهی واصل به حقیقت بود كه تعقل و ایمان را باهم داشت.
وی اظهار داشت: اخلاق نماد رشد اجتماعی است و مودت و محبت به خداوند، ائمه معصومین علیهمالسلام و محبت نسبت به یكدیگر باعث افزایش روح اخلاق اجتماعی در جامعه میشود.
وی با تأكید بر لزوم فراگیر و نهادینه شدن اخلاق اسلامی در جامعه افزود: امروز كه دشمن با تمام ترفندهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و به ویژه فرهنگی ما را در محاصره قرار داده است، اگر بخواهیم از موانع پیشرو به سلامت عبور كنیم باید به اخلاق اسلامی مجهز شویم.
پورمحمدی تأكید كرد: ضعفها و اشتباهات یكدیگر را باید با چشم اغماض نگاه كنیم و راه نجات، صلاح و فلاح ما در گرو و مرهون اخلاق اسلامی است، اگر ما ادعای حزبالهی، ارزشمداری، حقگرایی و اصولگرایی داریم باید اصول آنها مانند محبت، رأفت و خشوع در برابر مؤمنین و شدت در برابر دشمن را رعایت كنیم.
وی ادامه داد: حاكمان سیاسی باید با عمل صادقانه، متعهدانه و وفادارانه برای برقراری حكومت اسلامی در جامعه تلاش كنند و سپس با برقراری آن، میتوان ادعای حكومتی مقتدر و اسلامی را در دنیا داشت.
وی خاطر نشان كرد: جایگاه والای عرفانی، معرفتی، علمی، فقهی، اخلاقی و فلسفی شیخ محمد بهاری بسیار ارزشمند و عظیم است، از ارشاد و راهنماییهای آثار وی هرچند كه كم است باید استفاده كرد و باید هوشیار بود همان هوشیاری كه آیتا... بهاری ما را به آن دعوت میكند.
پورمحمدی تأكید كرد: باید جریان و حركت طیبه عالمان و عارفان بزرگ اسلام مانند آیتا... بهاریها را ادامه داد و این گونه جریانها را در مسیر حركت اجتماعی قرار داد.
وی اظهار داشت: ما محتاج علما و عارفانی مانند آیتا... بهاری هستیم و باید در پیمودن سیر الی ا... و راه صحیح اسلام از این گونه عارفان تبعیت كنیم، پیروی از علما و عرفا ما را از تشتت و پراكندگی و گرایش به عرفانها و فرقههای ضاله باز میدارد.
پورمحمدی گفت: من و شما به ویژه روحانیت باید فعل و قول خود را یكی كنیم تا بتوان آن تأثیری كه انتظار داریم بر مخاطبان خود داشته باشیم.
نماینده مردم اصفهان در مجلس خبرگان رهبری نیز در این جلسه اظهار داشت: عرفانی كه در آثار علمایی نظیر شیخ محمد بهاری یافت میشود به معنای واقعی، مقدس و شریف است كه به شناخت كامل تقید منجر میشود.
آیتا... سید ابوالحسن مهدوی افزود: بسیار نیكوست اگر انسان با علمالیقین و بالاتر از آن به مرحله عرفان و خداشناسی برسد و آیتا... بهاری چنین شخصیتی داشت و این نیاز را در خود تبیین و به مردم انتقال میداد.
وی از اخلاق حسنه به عنوان نیاز انسان نام برد و تأكید كرد: اگر پروردگار را با تمام وجود دریابیم آن موقع است كه انسان موفق به شناخت پروردگار میشود و اگر وجود انسان از رذایل اخلاقی پاك شود به قرب الهی دست مییابد.
نماینده ولی فقیه در استان همدان نیز در این آیین گفت: با برگزاری كنگرههایی مانند كنگره آیتا... بهاری میتوان جلوی عرفانهای پوشالی را گرفت.
آیتا... غیاثالدین طهمحمدی اظهار داشت: آیتا... بهاری از عارفان واصل به حق بود كه اسلام ناب را با عرفان الهی آمیخت و فقه را در كنار عرفان پرورش داد.
وی با اشاره به اینكه با برگزاری چنین كنگرههایی میتوان ادعاهای عارفان پوشالی و غیر اسلامی را برملا كرد، افزود: آیتا... شیخ محمد بهاری و شیخ محمد باقر بهاری از شاگردان و تربیتیافتگان مرحوم ملاحسینقلی شوندی همدانی بودند كه به سرچشمه حقیقت دست یافتند، انسانهایی خاكی كه بر اوج افلاك رسیدند.
امام جمعه همدان تأكید كرد: ما موظفیم كه زحمات، خدمات و آثار گرانبهای این بزرگان را به نسل جوان نشان دهیم و باید با شناساندن علما و عارفانی مانند آیتا... بهاری از گرایش جوانان و نسل امروز به فرقههای ضاله جلوگیری كنیم.
استاندار همدان نیز گفت: تكریم شخصیت آیت ا... بهاری مایه مباهات و خوشبختی است و فرصت خوبی برای معرفی عرفا و علمی ناب اسلام به جهان و جهانیان مهیا است.
بهروز مرادی از شیخ محمد بهاری به عنوان یكی از اصحاب حكیم كه به منابع عرفانی و پاسداشت آنان پرداخت یاد كرد و افزود: این چنین علما و عرفایی باعث تداوم فرهنگ و دین ناب اسلام میشوند.
وی به تاثیرگذاری عمیق آیت ا... بهاری بر دین عرفان و فقه اسلام اشاره كرد و اظهار داشت: این عالم بزرگ شخصیتی است كه در علم و عمل نظیر نداشته است و در تاریخ ادبیات و ظلمستیزی زبانزد خاص و عام بوده است.
وی ادامه داد: بی شك شكوهمندی فرهنگ و تمدن اسلامی مرهون بهرهگیری از معارف قرآن و حضور و تاثیر مراجعی چون آیتا... بهاری است كه همچون ستارهای تابناك در آسمان تاریخ و فرهنگ میدرخشند و پرداختن به این منابع معنا بخش زندگی و بازرسی میراث پرارزش فكری و معنوی آنان راهی برای رهایی از بت باطل است.
مرادی افزود: حضور با عظمت عالمان ربانی در تداوم فرهنگ دینی، اقتداری به درازای تاریخ اسلام دارد. فرهنگی كه راهنمای انسان به سلوك فردی و تاثیرگذاری عمیق بر زندگی اجتماعی است.مردم ما به خوبی دریافتهاند كه اینان پایگاه استوار و قابل اطمینانی برای دریافت و حضور معنوی این فرهنگ در عرصههای مختلف زندگی هستند.
استاندار همدان تصریح كرد: آیتا... شیخ محمد بهاری، عارفی سالك، عالمی ربانی، حكیمی فرزانه، مجتهدی عادل و فقیدی نامدار است. او از مردان علم و عمل بوده كه اسرار الهی در دل تابناكش موج میزده است و در اخلاق زبانزد و در فقه، تاریخ و ادبیات و سایر علوم اسلامی و نیز در عرصه ستیز با ظلم و ستم پیشتاز بوده است.
مرادی خاطرنشان ساخت: اگرچه بسیاری از عالمان و عارفان نامی از آیتا... بهاری و شركت فعال این مرجع تقلید یاد میكنند اما زوایای ارزشمند زندگی و آثار او آنچنان كه باید شناسانده نشده كه امید است این كنگره بتواند به سهم خود موجب افزوده شدن بر درك و فهم ما از فرهنگ و معارف نجاتبخش و سعادتآور اسلام باشد.
وی افزود: خداوند منان را شاكریم كه تاریخ و پیشینه استان همدان با دین و دینداری عجین است و دهها عالم فرزانه در حوزههای دینی، علمی، هنر و سیاست دارد كه بلندای تاثیرات و تعلیمات آنها فراتر از زمان و مكان تا دوردستهای آینده سایه افكنده است و البته این مزیت و ظرفیت گرانسنگ بازتاب دهنده اولویت، توانمندی و امید به توانستن در مسیر پیشرفت و نیل به سعادت است.پاسداشت آیتا... بهاری پاسداشت فرزانگی است و اندیشیدن درباره او موجب تحرك شوقآفرین در مسیر آبادانی است.
مرادی در پایان گفت: امیدواریم این همایش به سهم خود به بیداری حساسیتها نسبت به ظرفیتهای فرهنگی بینجامد و موجب حكمتآموزی و آموختن هر چه بیشتر از مظهر بلند مرتبه عالمان و عارفان شود.
نماینده مردم بهار و كبودراهنگ در مجلس شورای اسلامی نیز اظهار داشت: عدهای از جوانان ما شخصیتهای هالیوودی و ورزشی را به عنوان الگو و اسوه خود قرار میدهند در حالی كه اینها شخصیتهای كاذب و الگوهای دروغین هستند.
عیسی جعفری با تأكید بر لزوم الگوسازی برای جوانان افزود: شخصیتی بزرگ و عظیمالشأن مانند آیتا... بهاری بهترین و مؤثرترین الگو برای جوانان میتواند باشد.
وی تصریح كرد: شیخ محمد بهاری شخصیتی خداباور و توحیدی داشت كه بدون این باور، زندگیاش ادامه نمییافت و شخصیت او شیعیگرا بود.
نماینده مردم بهار و كبودراهنگ در مجلس گفت: آیتا... بهاری هدفمند و با خدا بود و معرفت را توأم با معنویت میخواست و میدانست كه انسان تا خود را نشناسد خدا را نخواهد شناخت.
جعفری خاطرنشان كرد: برگزاری چنین كنگرههایی به این عظمت نشان از شخصیت والای این عالم دارد و جهان امروز تشنه شخصیتهای این چنینی است.
نماینده مردم بهار در مجلس شورای اسلامی در این مراسم گفت: شیخ محمد بهاری شخصیتی خدایی بود و هیچ شریعتی جز دین اسلام نداشت.
عیسی جعفری ادامه داد: وی شخصیتی هدفمند و مسؤولیتپذیر بود؛ شخصیتی كه معرفت را بدون معنویت نمیخواست.
او افزود: بهاری شخصیتی اخلاقمدار بود كه جامعه امروز ما تشنه آن است. وی میدانست تا انسان خود را نشناسد، خدای خود را نخواهد شناخت.
همچنین تعدادی از محققان به ارائه مقالات خود درباره آیتا... شیخ محمد بهاری پرداختند، كه یكی از ارائهدهندگان مقاله گفت: آیتا... بهاری كسی بود كه با فقیه، فقیهانه و با لوطی، لوطیگرانه حرف میزد و با زبان مخاطب، حرفهایش را مطرح میكرد.
وی ادامه داد: بهاری با حرفهایش دارد میجنگد و جهاد و جنگ را با هم دارد.
43 مقاله با موضوع آثار و اندیشههای آیت ا... شیخ محمد بهاری از سراسر كشور به دبیرخانه این كنگره رسید كه ازاین تعداد5مقاله برترشناخته شد.
عارف سالك، حكیم فرزانه، فقیه نامدار، حضرت آیت ا... شیخ محمّد بهاری در سال 1265 هـجری قمری در خانوادهای اصیل و مذهبی در شهر بهار متولد شد.
شیخ محمد بهاری در 32 سالگی به درجه اجتهاد رسید. وی از برجستهترین شاگردان آخوند ملاحسینقلی شوندی همدانی بود.
آثار علمی آیت ا... شیخ محمد بهاری منحصر به مكاتباتی است كه برای شاگردان خود نگاشته است.
تعدادی از این مكاتبات ارزشمند در كتاب تذكرهالمتقین گردآوری شده است. كتاب دیگری هم به نام «منشات» ازآثارشیخ محمد بهاری است.
آیت ا... شیخ محمد بهاری نهم ماه مبارك رمضان 1325 هـجری قمری روحش به رضوان الهی پر میكشد و پیكر پاكش در شهر بهار به خاك سپرده میشود.
مرقد منور آن مرحوم هماكنون در میان بیش از 160 شهید درباغ بهشت شهدای بهار، زیارتگاه مردم است.
در این كنگره از 50 مقاله ارائه شده 5 مقاله با نظر هیات داوران برگزیده شد. مقالات دكتر سید محمد اصغری استاد دانشگاه تهران، دكتر علی انصاری استاد دانشگاه تهران، دكتر اسماعیل منصوری لاریجانی استاد دانشگاه و محقق و نویسنده در حوزه عرفان و حكمت، حجتالاسلام سروش محقق و مدرس حوزه، حجتالاسلام ملكی محقق و استاد حوزه به عنوان پنج مقاله برگزیده در این كنگره ملی قرائت شد.
روز نامه هکمتانه
مقالات كنگره شیخ بهاری بهصورت كتاب چاپ میشود
| مقالات كنگره شیخ بهاری بهصورت كتاب چاپ میشود | ||
|
گروه فرهنگ و هنر: تاكنون 35 مقاله از اساتید حوزه و دانشگاه به دبیرخانه كنگره شیخ بهاری رسیده است كه مقالههای منتخب به صورت سخنرانی در كنگره ارائه خواهد شد و پس از برگزاری كنگره، مقالات به صورت كتاب منتشر میشود. «بهروز كارخانهای»، مسئول كمیته علمی كنگره آیتالله بهاری در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایكنا) شعبه همدان، آیتالله بهاری را انسانی فقیه، عالمی متواضع و عارفی كامل، متخلص به اخلاق حسنه فردی و اجتماعی معرفی كرد و گفت: دین اسلام در قیاس با دیگر ادیان الهی به لحاظ داشتن شریعتی جامع و كامل، بهترین الگوی تأمین كننده نیاز معنوی انسانها و دایره عرفان است.
وی ضمن ارایه گزارشی از روند كارهای اجرایی انجام شده اظهار كرد: كار فراخوان كنگره از اوایل شهریورماه با ارسال قریب به 400 مركز علمی و پژوهشی، دانشگاهها و حوزههای علمیه آغاز شد و همچنین تبلیغات وسیعی از طریق رسانههای گروهی اعم از صدا و سیما و روزنامهها انجام شده است. كارخانهای با اشاره به تأكید و تأیید اهمیت برگزاری این كنگره توسط مقام معظم رهبری افزود: برآنیم با برگزاری این كنگره به تبیین جایگاه ویژه آیتالله بهاری بین اساتید و شاگردان ایشان بپردازیم. وی درباره مدعوین این كنگره اظهار كرد: برای برگزاری این كنگره از مسئولان كشوری و استانی دعوت شده كه میتوان به آیات عظام و مراجع تقلید، ریاست صدا و سیما، رؤسای سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای كمیسیون فرهنگی مجلس، استانداران و ائمه جمعه سراسر كشور اشاره كرد. مسئول كمیته علمی كنگره در پایان خاطرنشان كرد: ستاد كنگره در سال آتی برگزاری همایشها و دیگر كنگرهها را درباره عالمان برجسته استان همدان در دستور كار خود دارد. |
مرحوم بهاری با آن درجه از حكمت و عرفان و اخلاصی كه داشتند از خودشان آثاری بزرگ هر چند به ظاهر كم و محدود بر جای گذاشتند.
حجتالاسلام و المسلمین مصطفی پورمحمدی در كنگره بزرگداشت شیخ محمد بهاری گفت: مرحوم بهاری با آن درجه از حكمت و عرفان و اخلاصی كه داشتند از خودشان آثاری بزرگ هر چند به ظاهر كم و محدود بر جای گذاشتند. اما همانطور كه مقام معظم رهبری فرمودند دریایی از ارشاد و راهنمایی و هدایت و درس زندگی هستند. مرحوم بهاری نمادی تمام عیار از این اخلاص در تمام ابعاد زندگی خود بودند.
وی ادامه داد: دلیل این راه اگر چه ائمه طاهرین هستند اما ما به خاطر پستی تربیت و منزلت نمیتوانیم از آن بزرگواران اخذ فیوضات بلاواسطه بكنیم و محتاجیم در دلالات جزئیه به علمای آخرت و اهل تقوا رو بیاوریم تا به یمن قدوم ایشان درك فیوضات بنماییم.
پورمحمدی افزود: آیتالله بهاری همه ما را برای پیمودن صحیح این راه دعوت میكند و رسیدن به مقامات عالی و مطمئن كمال الهی نیاز به راهنمایی استادان راه پیموده داریم تا از آن همه مدعیان و همهمهها و دعوتهای رنگارنگ و كاذب و اغوا كننده رهایی پیدا كنیم. باید در پای بزرگان زانو بزنیم تا جرعهای از زلال ناب حیات و كمال را بتوانیم به دست آوریم.
وی تصریح كرد: اگر بخواهیم بویی از آدمیت بشنویم باید مجاهده كنیم و معنی مجاهده این است كه اول باید ایمان بیاوریم. بدون اجتماع كاری انجام نمیشود و آیتالله العظمی مولاحسین قلی همدانی میفرمود: «خیلی كار از اتحاد ساخته شود كه از فرد برنیاید.» یك عالم عارف كه توقع داریم گوشهگیری كند و ما را به انزوا دعوت كند راه نجات را در اتحاد میداند. اگر اصلاح قرار است اتفاق بیافتد باید در متن اجتماع باشد نه در گوشهها و محفلها و حوزههای خاص.
پورمحمدی خاطرنشان كرد: حضرت آیتالله بهاری همه ما را دعوت میكند كه قول و فعلمان یكی باشد. اگر میخواهیم جامعه را به اخلاق نیكو دعوت كنیم خودمان باید عامل باشیم. این چنین كه شدیم میتوانیم به تاثیر امیدوار باشیم.
وی ادامه داد: آیتالله بهاری یك انسان و فقیه كامل است. خوشبختانه ما نمونههای فراوانی از چنین افرادی داریم و از این نعمت برخورداریم. اما باید تلاش كنیم تا از این همه ظرافت و نعمت و لطف خدا استفاده كنیم. اخلاق نماد رشد اجتماعی است. ما اگر میخواهیم بگوییم جامعهای پیشرفته و متعالی هستیم باید اخلاق در جامعه ما به صورت یك امر فراگیر و نهادینه درآید.
پورمحمدی افزود: همه میدانیم با دشمنیها و كینهورزیهای زیادی روبرو هستیم. اگر بخواهیم موفقیت را در پیش داشته باشیم و موانع را به سلامت عبور كنیم باید در گرو وحدت پیامبر اكرم (ص) فعالیت كنیم. تعبیرهای كینه ورزانه را بین خودمان نیاوریم و از ضعفهای همدیگر و مشكلات جامعه بگذریم. از این تنگنظریها و آستانه كم تحملمان بگذریم. یك مقدار آستانه تحملمان را افزاش بدهیم، ظرفیتها را افزایش بدهیم كه راه نجات همین است.
وی تصریح كرد: فكر نكنیم اگر ما از راه خدا و مسیر عدالت و ارزشها برگردیم دینمداری و حقگرایی از دنیا رخت میبندد. به زودی قومی میآیند كه خداوند آنها را دوست دارد.
پورمحمدی خاطرنشان كرد: اینهایی كه خدا وعده داده میآیند دو ویژگی مهم دارند. در مقابل مومنین خاكسارند، تكبر و تفاخر ندارند، بزرگمنشی نمیكنند، تحكم ندارند. اینها آنهایی هستند كه خدا دوستشان دارد. اینها خصلتهای حزباللهی بودن است. اگر ادای اصولگرایی داریم مظاهر اصولگرایی اینهاست و خداوند به پیامبر میفرماید: «اگر تو اخلاق نیكو و خوب نداشتی مردم از تو دور میشدند.»
وی در پایان گفت: اگر با مردم با خشونت برخورد كنیم پراكنده میشوند. با انسانها باید با حقیقت انسانیشان برخورد كرد و از راه ارزشهای انسانی ارتباط برقرار كرد. با خشونت نمیشود حكومت حق را اجرا كرد. ما باید با عمل متعهدانه كه اسلام از ما میخواهد مردم را جذب كنیم.
به گزارش ایسنا، رییس سازمان بازرسی کل کشور همچنین در جمع خبرنگاران در همدان گفت: اگر بخواهیم نظارت در جامعه اطمینان بخش و آرامش دهنده به مردم باشد باید رسانهها نقش خود را به خوبی ایفا کنند.
پورمحمدی افزود: سهم تاثیرگذاری رسانه در نظارت عمومی بیش از سازمانهای نظارتی و از آن جمله سازمان بازرسی است.
وی اضافه کرد: سازمان بازرسی و دستگاههای نظارتی بوی خشکی و خشونت دارد اما رسانه بوی تلطیف و تبادل نظر و دید دلسوزانه دارد.
وی همچنین بیان داشت: بیشترین شکایتی که سازمان بازرسی دریافت میکند مربوط به شهرداریهاست که علت آن را در گستردگی فعالیتها و ارتباط این نهاد با مردم می توان جویا شد.
وی کنار گذاشته شدن خود از وزارت کشور را به صلاح کشور ندانست و اظهار كرد: جابجایی در مدیریتهای کلان به صلاح نیست و نمیتواند درمان ضعفها باشد، جابجایی مانند طلاق است که در عین حلال بودن در صورت اضطرار باید آن را انجام داد.
پورمحمدی خاطرنشان کرد: پس از جابجایی مدیران کلان ممکن است تمام عوامل وابسته به او و سیاستها عوض شود که در نهایت به تغییر قانون و سیاست منجر می شود.
وی همچنین اظهار داشت: قضاوت کارهای مسوولان بر عهده مردم است و من نمره خودم در وزارت کشور را زیر 14 یا 15 ارزیابی میکنم و به خودم نمره خوبی نمی دهم.
او تصریح کرد: علت کم حرمتی به قانون تغییر قوانین است چرا که قانون علاوه بر محکم بودن باید ثبات نیز داشته باشد.
پورمحمدی درباره احتمال كاندیداتوری خود در انتخابات آینده ریاست جمهوری بیان داشت: به صراحت نمیگویم کاندیدا میشوم یا نه؛ اما احتمال اعلام کاندیداتوری ام وجود دارد اما سفرهایی که انجام میدهم نباید تبلیغاتی تلقی شود.
رییس سازمان بازرسی کشور مهمترین دغدغه خود را ارتقای جایگاه ریاست جمهوری در کشور عنوان کرد.
پور محمدی تصریح کرد: در بررسی پروندهها ملاحظات سیاسی اعمال نمیشود و انجام دقیق این کار به شدت در حال گسترش است.
وی در خصوص نقد عملکرد دستگاههای دولتی نیز گفت: معتقدم دستگاههای دولتی در اتاقی شیشهای هستند و باید به صورت شفاف عمل کرده و پاسخگو باشند چرا که در محیط های پنهان امکان تخلف وجود دارد.
او همچنین گفت: در سال گذشته 16 هزار گزارش و شکایت به سازمان بازرسی رسیده که امسال این میزان تغییر چندانی نداشته است.
پورمحمدی همچنین در خصوص پرونده عباس پالیزدار نیز بیان داشت: کیفرخواست آن صادر شده، دادستان و من خواستار علنی شدن دادگاه وی هستیم؛ از وقتی که علنی بودن دادگاه مطرح شده تب و تاب این پرونده فروکش کرده است چرا که نمیخواهیم چیزی را از مردم پنهان کنیم.
وی در ارتباط با موازی کاری سازمان بازرسی و دیوان محاسبات کشور گفت: این 2 سازمان نقاط اختلاف دارند و کار آنها موازی نیست.
پورمحمدی ایجاد شورای نظارتی سازمان بازرسی در استانها را مورد توجه قرار داد و گفت: این شورا مکمل فعالیتهای مدیریتی در کشور خواهد بود.
كنگره بزرگداشت آیتا... بهاری امروز در زادگاهش برگزار میشود

عارف عرفان از نگاهی دیگر
در دویست سال گذشته در عرفان شیعی کمتر شخصیتی به عظمت و استواری عارف بزرگوار و فرزانه ، آیت الله العظمی آخوند ملاحسینقلی همدانی رسیده است و عرصه معارف اسلامی چنین شخصیتی را میان استادان سیر و سلوک الی الله کمتر به خود دیده است.
شخصیت بزرگواری که عارفان پس از او تا کنون تحت تأثیر عمیق اندیشه های بلند و آسمانی آن جناب بوده و هستند و همه کسانی که پس از او آمده اند در عرفان اسلامی خود را وامدار او دانسته اند. مطالب ذیل عمدتا از کتاب فرزانه قبیله عشق تالیف جناب محمد جواد نورمحمدی نقل شده است .
تولد
آیت الله جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی در جزینی به سال 1239 ق در روستای « شوند» از توابع همدان دیده به جهان گشود.
پدرش رمضانعلی نام داشت و پیشه چوپانی برگزیده بود. وی علاقه فراوانی داشت که فرزندانش به تحصیل علم بپردازند و در زمره عالمان درآیند. به همین جهت حسینقلی را برای تحصیل به تهران فرستاد.
خانواده ، پدر و مادر
از خانواده ایشان اطلاعات فراوانی در دسترس نیست اما این را میدانیم که خاندان مرحوم رمضانعلی شوندی که پدر ایشان می باشد از اعقاب جابربن عبدالله انصاری صحابی معروف رسول خدا بوده اند که قرن ها در این روستا زندگی می کرده اند و پیراهنی را که حضرت علی علیه السلام به جابر بن عبدالله انصاری عطا کرده بود از او به یادگار داشتند.
استادان
ایشان در تهران در مدرسه مروی از حوزه درس فقیه مشهور شیخ عبدالحسین تهرانی معروف به شیخ العراقین استفاده نمود و سپس رهسپار سبزوار شد و از محضر حکیم حاج ملا هادی سبزواری جرعه های جانبخشی نوش کرد و از فیض دروس حکمت و اخلاق وی بهره مند شد.
پس از استفاده از محضر حاج ملا هادی سبزواری بار خود را به سوی نجف اشرف بست و در پیشگاه امام همام مولی الموحدین مشغول به تحصیل شد و به درس خاتم فقیهان شیخ مرتضی انصاری حاضر شد.
مدتی در خدمت ایشان بود و اگر چه شیخ انصاری صاحب نفس قدسی و حالات و مشاهدات و کرامات بود اما خداوند برای او چنین رقم زده بود که به محضر صاحب کمالی، راه عبودیت حق را پیماید و چنین شد که به محضر سید شوشتری راه یافت.
حکایت این تشرف مبارک را آیت الله آخوند ملا علی همدانی از عین الملک نقل کرده و ایشان از آخوند ملاحسینقلی شنیده است که آخوند فرمود:
در محضر استاد عارف آقا سید علی شوشتری
روزگاری در نجف به درس شیخ انصاری می رفتم تا اینکه دریافتم که شیخ انصاری همیشه چهارشنبه ها به منزل آیت الله آقا سید علی شوشتری که در ظاهر از شاگردان درس شیخ انصاری بود می رود.
روزی به بهانه استخاره به منزل آقا سید علی شوشتری رفته و در زدم وچون خادم آمد در را باز کرد، گفتم: استخاره می خواهم.
آقا سید علی فرمود: بگویید بیاید داخل، چون داخل شدم دیدم که شیخ به گونه شاگردان نشسته و آقا سید علی بسان استادان نشسته و مطالبی می فرمایند.
من نیز در دل خود گذارندم که از این پس خدمت سید برسم. آن روز چون جلسه تمام شد و برخاستم سید به من فرمود: شیخ سرش شلوغ است و کمتر می تواند اینجا بیاید اما شما اگر خواستید می توانید دیگر روزها نیز اینجا بیایید.
بدنیسان فرزانه ای را که آخوند ملاحسینقلی به دنبالش بود یافت.
عنایت استاد
حکایتی را که آقا بزرگ تهرانی نقل کرده گویای این عنایت ویژه سید به آخوند است:
آخوند ملاحسینقلی در ایام تحصیل در نجف اشرف در مدرسه سلیمیه حجره داشت و در همان ایام، سخت بیمار شد و در بستر بیماری خوابید.
اتفاقاً پزشکی از ارادتمندان سید علی شوشتری به خدمت ایشان رسید. سید از دکتر درخواست می کند که فوراً به مدرسه سلیمیه برود و آخوند همدانی را معالجه کند.
دکتر پس از معاینه آخوند خدمت سید استاد می رسد و اعلام می کند که مریضی وی صعب العلاج است و هزینه سنگین نیازمند است.
سید می گویند اگر چه معالجه او صد تومان باشد او را درمان کن.
این در حالی است که آقا بزرگ نقل می کند که در آن زمان کمتر ثروتمندی درنجف صد تومان دارایی داشت و مبلغ زیادی بود.
استقامت در راه کمال
آن طور که در زندگی جناب ملاحسینقلی همدانی نقل شده است ایشان برای رسیدن به کمال زحمات زیادی کشیده اند و در اوایل کار پس از سالها نتیجه گرفته اند.
آیت الله حسن زاده آملی در همایش بزرگداشت مقام شیخ عارفان آخوند ملاحسینقلی همدانی فرمودند:
حضرت آیة الله ملاحسینقلی همدانی پس از بیست و دو سال نتیجه گرفت و کسانی که دیر نتیجه می گیرند، پخته تر، قویتر و بهتر نتیجه میگیرند؛ چون آمادگی و استعدادشان بیشتر می شود.
قضیه هم از این قرار بود که آخوند در نجف در ایوانی نشسته بود، چشمش به تکه نان خشکی افتاد که کبوتری برای خوردن آن پر کشید و آمد، ولی نتوانست با منقارآن را خرد کند.
رفت و بار دیگر بازگشت، چند بار رفت وآمد تا این که بالاخره تکه نان را خرد کرد و خورد و دلش آرام گرفت و رفت. جناب آخوند از این واقعه الهام گرفت که باید صبوری کرد.
به خاطر همین مقام روحی بو که آخوند سیصد تن از اولیاء الله را تربیت کرد و آنها را سه دسته کرده بود. یک دسته روزها به محضرش می آمدند، یک دسته شبها بعد از نماز مغرب و عشا و یک دسته هم سحرها.
تشرف به خدمت حضرت ولی عصر - عج
آیت الله شبیری زنجانی می فرمودند :
روزی از جناب عارف آخوند ملاحسینقلی می پرسند آیا شما خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه تشرف داشته اید ؟
ایشان می فرمایند متاسفانه نه اما در یک زمانی به من القا شد که حضرت ولی عصر عجل ا... تعالی فرجه الشریف در مسجد سهله در حجره سید علی شوشتری هستند ، من خود را به سرعت به مسجد سهله رساندم و چون خواستم به حجره سید علی شوشتری وارد شوم جناب سید علی شوشتری صدا زد : همانجا بایست ، من نیز همانجا ماندم تا ایشان اذن ورود بدهند .
من از بیرون صدای همهمه دو نفر را که با هم صحبت می کردند می شنیدم اما سخنان آنان را نمی فهمیدم که با هم چه می گویند .
پس از مدتی سید علی اذن ورود دادند من نیز وارد شدم اما کسی جز سید علی شوشتری را آنجا نیافتم. آن روز من حضرت ولی عصر را ندیدم اما سید علی شوشتری به ما وعده ها داد .
سیره و روش مرحوم آخوند
آیت الله سید حسن صدر در تکمله " امل و الآمل " می فرمایند:
سیره و روش او در قول و عمل و حتی در فتوی ندادن و قبول نکردن ریاست رعیه همانند سیره سید بن طاووس بود به گونه ای که حتی نماز جماعت را به صورت آشکار اقامه نمی کردند. ایشان فقه و اصول را از کتاب تقریرات بحث استادش شیخ انصاری که خود نوشته بود تدریس می فرمود و همچنین نماز جماعت را در خانه اش با عده ای از خواصش برگزار می کرد.
آنان که خود در تربیتشان کوشیده بود و آنان را از ظلمت های جهل به نور معرفت هدایت کرده و با ریاضتهای شرعی و مجاهدتهای عملی از هر آلودگی پاک کرده بود تا اینکه از بندگان صالح خدا شدند.
مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی که از شاگردان برگزیده مرحوم آخوند بود می فرماید:
شیخ و پیشوای من در علوم حقه، برایم حکایت نمود که از طالبان آخرت احدی به مقامی از مقامات دینی نرسید مگر آنان که اهل تهجد و شب زنده داری بودند.
برخی از شاگردان
1- شیخ محمد بهاری ( وصی ایشان پس از مرگ )
2- سید احمد کربلایی
3- سید حسن صدر
4- سید عبدالغفار مازندارنی
5- شیخ علی زاهد قمی
6- میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
7- سید جمال الدین اسد آبادی
تأثیر نفس قدسی آخوند
نقل است مرحوم آخوند در یکی از سفرهای خود با جمعی از شاگردانش به عتبات عالیات می رفت در بین راه به قهوه خانه ای رسیدند که جمعی از دنیا پرستان میخواندند و پایکوبی می کردند.
آخوند همدانی به شاگردانش فرمود: یکی برود و آنان را نهی از منکر کند بعضی از شاگردان گفتند اینها به نهی از منکر توجه نخواند کرد.
ایشان فرمود: من خودم می روم. وقتی که نزدیک شد به رییسشان گفت: اجازه می فرمایید من هم بخوانم شما بنوازید؟!
رییس گفت: مگر شما بلدی بخوانی؟
فرمود: بلی، گفت: بخوان.
آخوند نیز شروع به خواندن اشعار ناقوسیه حضرت امیر علیه السلام کردند:
لا اله الا الله حقاً حقا صدقاً صدقا
إن الدنیا قد غرتنا و أشتغلتنا و استهوتنا ...
آن عده وقتی این اشعار را شنیدند به گریه در آمدند و به دست ایشان توبه کردند. یکی از شاگردان آخوند نقل کرده: وقتی ما از آنجا دور می شدیم هنوز صدای گریه شان به گوش می رسید.
نوشته های اهل غفلت
آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می فرماید:
شیخ ما را اصحاب و یارانی از اهل تقوا بود که از جمله آنها سیدی از بزرگان شهر همدان بود که جوانی نیکو سیرت و مراقب و مجاهدی با استقامت بود.
اودر خدمت شیخ به تحصیل فقه و تزکیه نفس اشتغال داشت. روزی جمعی از همدان به خدمت شیخ رسیده بودند. و از یکی از برادان سید شکایت داشتند که در بعضی از امور متعلق به تجارت کوتاهی می کند.
شیخ، سید را فرمود که در نامه ای به برادرش بنویسد و او نامه ای نوشت و خدمت شیخ آورد.
شیخ نامه را گشود دید سید در نامه برادرش را به خاطر بد رفتاری با مردم مورد ملامت قرارد داده و نوشته این گونه رفتار هم اعتبار او را نزد مردم از بین می برد و هم در آخرت موجب زیان و ضرر خواهدبود.
چون شیخ دید که سید ضرر دنیوی را بر ضرر اخروی مقدم داشته، فرمود که این نوشته شبیه نوشته های اهل غفلت است. کسی که مراقب اعمال و رفتار خود باشد، هیچ گاه ذکر دنیا را بر آخرت مقدم نمی دارد.
فیوضات امیرالمومنین علی علیه السلام به ارواح وادی السلام
آیت الله سید عبدالحسین لاری از خواص شاگردان آن جناب در وصف حالات ایشان فرمودند:
از جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی شنیدم که می فرمودند:
بعضی اشخاص در نجف هستند که فیوضاتی که هر روز از بقعه نورانی حضرت امیر علیه السلام متصاعد می شود و به اموات وادی السلام افاضه می شود با چشم ظاهری مشاهده می کنند، مانند خطوط نور که متصل به قبورایشان است.
ما می دانستیم که آن شخص خود ایشان ا ست اما به ملاحظاتی بروز نمی دادند و این گونه کرامات و مکاشفات مکرر از آن بزرگوار مشاهده شده است.
|
|
باطن آلوده قهوه
مرحوم آخوند ملاعلی همدانی قدس سره فرمودند:
مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی رسم و عادتش این بود که بعد از بحث و درس آقایان طلاب، یک فنجان قهوه میل می کردند.
یک روز که برای تدریس تشریف آورده بودند فرمودند: امروز بعد از مباحثه، مجلس ترحیمی هست که باید برویم. قهوه در آنجا صرف می شود.
آقایان برای درست کردن قهوه زحمت نکشند.
مباحثه تمام شده بود. آن عالم ربانی با جمعی از طلاب برای شرکت در مجلس ترحیم حرکت کردند. وقتی که ایشان وارد شدند برایشان قهوه آوردند. معظم له اشاره کردند که قهوه را ببرند.
شاگردان ایشان – که مراقب اعمال استاد بودند- اطلاع داشتند که ملاحسینقلی خودشان فرموده بودند درمجلس ترحیم، قهوه صرف می شود، در صددد بر می آیند تا موضوع را بررسی نمایند.
اول از صاحب مجلس سوال می کنند پولی را که خرج این مجلس صرف کرده است خمسش را داده یا نه.
معلوم می شود از طرف پول ایرادی نبوده است. بعداً روشن می شود کسی که متصدی درست کردن قهوه بوده، در هنگام درست کردن قهوه یک قطره خون از دماغش میان قهوه افتاده است و برای این که مبادا صاحب مجلس به او بگوید به ما ضرر زدی به صاحبخانه اطلاع نداده است.
|
|
مراقب پیدا و پنهان
شیخ محمد بهاری فرموده است:
روزی در صفه حجره برای پخش ناهار برنج پاک می کردم. در بین، متذکر و حدانیت باریتعالی شدم، ناگهان استاد برای من وحدت عددی را توضیح داد.
برخاستم و از استاد پرسیدم که چگونه بر اسرار من آگاه شدید، فرمود خداوند قلب مؤمن را آیینه جهان نمام قرار داده. اکنون نیاز تو در قلب من منعکس شد.
تأثیر انسان ساز
از علامه قاضی به سند معتبر نقل شده است که فرمودند:
چون بنده به نجف اشرف مشرف شدم یکی از پسر عموهایم در نجف بود. یکی از روزها همانطور که در کوچه می رفتم ایشان را دیدم و با ایشان مشغول صحبت شدیم.
در همان حال یکی از اهل علم را دیدم که آمدند رد شوند در حالی که خیلی حالشان پریشان بود و در فکر فرو رفته بود و معلوم بود حالشان عادی نیست.
به پسر عمویم عرض کردم: شما ایشان را می شناسید؟ چرا ایشان اینطورند و حالشان این قدر مضطرب است؟
گفتند: بله او را میشناسم. این حال ایشان به خاطر این است که شخصی در اینجا پیدا شده است بنام آخوند ملاحسینقلی همدانی که هر کس پیش ایشان می رود، مجلس او و موعظه او چنین او را منقلب می کند و در وی تأثیر می کند.
امیر جند جهنم
آیت الله موسی زنجانی فرمودند :
در کتاب «حاج علی محمد نجف آبادی» که شرح احوالات آخوند ملاحسینقلی همدانی را آوردند داستانی را بنده شنیده ام که دیدم در آن نوشته نیست خوب است که به آن نوشته اضافه شود.
در یکی از ایام در منزل آیت الله بنی صدر همدانی بودیم آیت الله حاج سید علی خلخالی فرمودند از جناب حاج شیخ جواد جواهری نتیجه صاحب جواهر شنیدم که فرمود:
عموی من که نوه صاحب جواهر می شدند از نظر معیشت سخت در فشار بودند و به لحاظ اقتصادی وضعیت نامناسبی داشتند. بنده به نظرم رسید که به خدمت علما بروم و از آنها نامه هایی بگیرم که یا برای وکلای خودشاندر ایران یا اشخاصی که از نظر مالی توانایی دارند و از وجود علما و بزرگان به حساب می آیند، بنویسند که به عموی ما مساعدتی بکنند تا از این وضعیت بیرون آید.
با این انگیزه خدمت علما رسیدم و نامه هایی برای عمویم گرفتم.
بعد سوال کردم در همدان چه کسی هست که بتواند به ایشان کمک کند گفتند امیرافخم. سوال کردم در نجف چه کسی او را می شناسد؟
گفتند: شاید اگر آخوند ملاحسینقلی همدانی برای ایشان چیزی بنویسد از آن جهت که ایشان هم همدانی است شاید ترتیب اثر بدهند.
لذا رفتم خدمت آخوند ملاحسینقلی همدانی و مطلب را گفتم. ایشان فرمودند: ایشان امیر هستند و برای خودش خدم و حشم دارد به حرف من که در نجف منزوی هستم و کسی مرا نمی شناسد توجه نمی کند و از نوشتن عذر آوردند.
من نیز اصرار کردم و به خدمت ایشان عرض کردم حالا اگر شما نامه ای بنویسید اگر نفعی نداشته باشد ضرری هم ندارد، نهایتا ترتیب اثر نمی دهد.
ایشان نیز کاغذ ته سیگار خود را باز کردند و چیزی روی آن نوشته و آن را لوله کرده و به من دادند.
من از اینکه ایشان این درخواست را روی چنین کاغذی نوشتند و حاجت مرا چنین اجابت کردند ناراحت شدم و می خواستم به ایشان چیزی بگوم اما منصرف شدم و چیزی نگفتم و بیرون آمدم.
به هر حال نامه ها را جمع کردم و آمدم خدمت عمویمو نامه ها را به ایشان دادم و یادم به نامه آخوند همدانی آمد و آن را هم داده و گفتم این نامه را هم آخوند همدانی برای امیرافخم نوشته اند.
عموی بنده از ایننامه ناراحت شدند و گفتد آخر اگر من این نامه لوله شده را بدهم به امیرافخم نمی گوید عرب ها چقدر نادانند و این هم نشانه حماقت آنها.
من عصبانیت عمو را با سخنان خود فرو نشاندم و گفتم حالا اگر چیزی بگوید به آخوند می گوید نه به تو.
این نامه را پیش خودت نگه دار شاید به دردت بخورد.
خلاصه عمو را بدرقه کردم و ایشان رهسپار شد.
ایشان بعداً برایم تعریف کرد که چون به همدان رسیدم دیدم نام امیرافخم بر سر زبانهاست چون از منزلش پرسیدم گفتند در فلان محله همدان بارگاهی دارد چون به آنجا رفتم دیدم ساختمانی مجلل به همراه خدم و حشم دارد. پیش رفته و گفتم حامل نامه ای از آخوند ملاحسینقلی همدانی برای جناب امیرافخم هستم.
ملازمان ایشان پیغام مرا برای وی بردند و خبر آوردند که به انتظار بمانم تا ایشان بیایند.
به انتظار ایشان ماندم. پس از مدتی دیم همه به احترام ایستادند و از راهروی که از دور پیدا بود و این راهرو از میان اتاقهای تو در تو می گذشت دیدم که از دور پیر مردی قد خمیده و عصا بدست می آید تا رسید به من و من نامه جناب آخوند را به ایشان دادم.
ایشان نیز قبل از اینکه نامه را باز کند و بخواند آن را در طول پیشانی بالای ابروهایش کشیده و صلوات فرستاد و این کار سه بار تکرار کرد و سپس نامه را باز کرد و خواند. با خواندن نامه شروع به گریه کرد و به شدت گریست و اطرافیان متأثر و منقلب شدند و من نیز تحت تأثیر قرار گرفته بودم.
آخوند ملاحسینقلی همدانی به ایشان نوشته بود:
«امیر جند جهنم؛ برای خلاصی از عذاب الهی، آورنده نامه جناب شیخ را مساعدت فرمایید. ملاحسینقلی همدانی»
پس از آن به من گفت به همراه من بیا و با هم رفتیم تا به اندرونی منزل ایشان رسیدیم و به اتاق شخصی خودش رفتیم.
به من گفت هزینه خرید یک باب منزل در نجف چقدر می شود؟
من گفتم فلان دینار. گفت چقدر قرض دارید؟ گفتم: فلان دینار. بعد یک کسیه زر به من داد و گفت: این مقدار کفایت می کند؟
آن کیسه خیلی بیشتر از مقدار قرض و خرید یک خانه مناسب بود.
بعد گفت از آنجا که شما قصد ارض اقدس را دارید من مزاحم و مانع شما نمی شوم. لذا دو اسب آماده کرده و یک نفر به همراه من فرستاد که در طول سفر دنبال من باشد.
وفات
مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی پس از یک عمر مجاهده با نفس و تربیت تشنگان معارف ، در 28 شعبان سال 1311 ق در کربلا و در حالی که زائر حضرتش بود به دیار باقی شتافت و در چهارمین حجره صحن شریف ( که مرحوم سید مرتضی کشمیری نیز مدفون است ) به خاک سپرده شد .
آیه الله العظمی محمد باقر بهاری
![]() |
محمد باقر ( ۱۲۷۷ ـ ۱۳۳۳ قمری) از فقیهان و متشرعان بنام همدان و بزرگترین رهبر مشروطه خواهی در قرن چهاردهم هجری در آن سامان بود. خاندانش علمای دین بودند و جدش فقیهی عالم به شمار می آمد. وی مقدمات علوم را نزد پدر و برخی علمای محلی بهار فرا گرفت و پس از تکمیل تحصیلات خود در همدان و بروجرد راهی نجف شد. |
|
در نجف نزد ملا حسینقلی همدانی به سطوح بالای علمی دست یافت. پس از رسیدن به درجه اجتهاد و بیست سال اقامت در نجف به همدان بازگشت و تا پایان عمر در آن شهر زیست. از این عالم برجسته بیش از چهل اثر به جای مانده است که البیان فی حقیقة الایمان، نثار اللُّباب و حاشیه بر قوانین الاصول و ایضاح الخُطا از آن جمله اند. اساساً اشتهار عمده بهاری آنچه از لحاظ تاریخی ـ اجتماعی اهمیت دارد، مربوط است به کارکرد و سهم وی در جنبش مشروطه خواهی همدان، چنانکه مبازرات سیاسی پیگیرانه او در آن جنبش، در سطح ایران، اعتباری به سزا از برای وی کسب کرد و او را یک روحانی انقلابی شناساند. شیخ باقر بعدها عضو «انجمن ولایتی» همدان و به ریاست آن برگزیده شد، و در جریان مبارزه مسلحانه بر ضد حکومت کودتایی محمد علی شاه قاجار، وی دست به تشکیل دسته مسلح در همدان مبادرت کرد. در سال ۱۳٢٨ قمری كه مجلس شورای ملی او را به عنوان یكی از پنج تن مراجع بزرگ تقلید ایران به عضویت مجلس برگزید وی از قبول آن امتناع کرد. شیخ محمد بهاری سرانجام در پنجاه و شش سالگی دار فانی را وداع گفت و در همدان مدفون گشت. | |
برگزاری کنگره آیت الله بهاری در همدان
|
[1387/08/26 - 18:03 ] | |||
مقام معظم رهبری در جمع مسئولان و کارگزارن حج در سال 87 با اشاره به شخصیت این عالم بزرگوار ، گوشه ای از دیدگاه های این عارف را بیان فرمودند. ... | |||
|
|
آیت الله نائینی: شهر آنجاست که شیخ محمد بهاری خفته است

کنگره آیت الله شیخ بهاری (ره)
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم صل علی محمد و آل محمد
مسئولین محترم همدان با برگزاری کنگره به معرفی شخصیتی می پردازند که در محضر نورانی و قدسی یگانه دوران و قهرمان بی مانند وادی سلوک الی الله مرحوم آیت الله العظمی مولی حسینقلی همدانی(ره) رشد وتعالی یافته و رنگ خدایی گرفته است.
پیش از هر چیز زحمات مسئولین برگزاری کنگره را ارج نهاده از کلیه اصحاب رسانه و دست اندرکاران فرهنگ و هنر استان حق شناسی می کنیم و از ذات اقدس الهی مسئلت می کنیم خدمات همه آنان را به احسن وجه بپذیرد و توفیق خدمات برتر و بهتر به همه مسئولین نظام عطا کند.
انشا الله این اقدام باعث وزیدن نسیم رحمت الهی در قلوبمان گردد که پیامبر مهر و عطوفت حضرت محمد(ص) فرموده اند: عِندَ ذکر الصّالِحین یُنزِلُ الّرَحَمه (1)هنگام یاد صالحین رحمت الهی نازل میشود.
آیت الله حاج شیخ محمد بهاری قدس الله تربته الشریفه از عرفای طراز اول و یکی از شاگردان آخوند مولی حسینقلی همدانی که سالیان متمادی درک حضوراو را نموده است و به درجات کمال فائز آمده است.
مرقد شریفش در بهار همدان موطن و زادگاه اصلی او مزاری است مشهور و معروف و مورد توجه تمام اهالی محل و همدان میباشد و معروف است که آن مرحوم از میهمانان خود پذیرایی می کند(2)
مرحوم بهاری در نجف از ملازمان درس آخوند ملاحسینقلی همدانی گردید و پیوسته ملازم وی بود به طوری که آن مرحوم در حق این شاگرد زبده خود می فرمود:
" حاج شیخ محمد بهاری حکیم اصحاب من است" . ورود مرحوم بهاری به نجف در حدود سال 1298 ق صورت گرفته و او از این سال تا پایان عمر آخوند ملاحسینقلی همدانی ملازم ایشان بوده است.
در مورد شدت ارتباط و علاقه ایشان با استادش دوست و همراه سلوکی ایشان عارف کامل سند عرفان آقاسید احمد کربلائی مطلب زیر نقل شده است:
علامه تهرانی از علامه طباطبائی و او از استاد خود آقاسیدعلی قاضی نقل می کند که مرحوم سیداحمد کربلائی فرمودند: " ما پیوسته در خدمت مرحوم آیت الحق آخوند مولی حسینقلی همدانی بودیم و آخوند صد در صد برای ما بود ولی همین که آقای حاج شیخ محمد بهاری با آخوند روابط آشنائی و ارادت پیدا نمود و دائماً در خدمت او تردد داشت آخوند را از ما دزدید."
مرحوم آیت الله العظمی ملاعلی معصومی همدانی از یکی از شاگردان ایشان نقل کرده اند که گفت: " نزد مرحوم بهاری درس اخلاق می خواندیم پس از چند جلسه یک روز به محل درس مراجعه کردیم مرحوم بهاری فرمود: دیگر درس نیست عرض کردیم چرا؟ فرمود: آیا در طی این مدت تغییر حال در خود مشاهده کرده اید؟ اگر نکرده اید؟ طبیب راعوض کنید. "
مرحوم شیخ جواد انصاری همدانی که خود از اهل سلوک و معرفت بودند و در همدان سکونت داشتند پیوسته برای زیارت و استمداد از روح مرحوم بهاری به بهار می رفتند و چه بسا این مسافت را که حدود19 کیلومتر است را پیاده طی می کردند. (3)
عارف بزرگ شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در مورد مرحوم بهاری می نویسند:
" این حقیر فقیر کثیر التقصیر را با مرحوم آقا شیخ محمد بهاری قدس سره مودت و ارادتی بود، به این معنی که چند روزی در نجف به خدمتشان رسیدم و خیلی اظهار مرحمت فرمودند، پس از چند روز که حقیر عازم اصفهان شدم، تعلیقه ای به حقیر مرقوم فرموده اند که در آن نوشته بودند: اگر وصیت به تو نویسم، زیره به کرمان فرستادن است و اگر وصیت از تو بخواهم فالوده پیش هالو نهادن است، و پس از اندکی فوت نمودند. (4)
پی نوشتها:
1- بحارالانوار/ ج 86، ص 349
2- توحید علمی و عینی، سیدمحمد حسین حسینی تهرانی ص 17
3- مقدمه تذکره المتقین چاپ انتشارات نهاوندی/ ص26
4-نشان از بی نشانها/ علی مقدادی اصفهانی، ص 530
منبع: کتاب سند عرفان حسن اردشیری لاجیمی
كنگره ملی بزرگداشت عارف كامل حضرت آیت الله شیخ محمد بهاری
|
كنگره ملی بزرگداشت عارف كامل حضرت آیت الله شیخ محمد بهاری |
|
![]()
|
اخبار فارس
مرحوم آیتالله بهاری نمادی كامل از اخلاص است
خبرگزاری فارس: رئیس سازمان بازرسی كل كشور رسیدن به كمال و قرب الهی را نیازمند استادانی رهپیموده و واصل دانست و گفت: مرحوم آیتالله بهاری نمادی كامل و تمام عیار از اخلاص در همه اركان زندگیشان بود.
سیاسی - 87/09/01
نماینده ولی فقیه در استان همدان:
برگزاری كنگره آیتالله بهاری مبارزه با عرفانهای پوشالی است
خبرگزاری فارس: نماینده ولی فقیه در استان همدان گفت: با برگزاری كنگرههایی مانند كنگره آیتالله بهاری میتوان جلوی عرفانهای پوشالی را گرفت.
استانها - 87/08/30
پورمحمدی:
آیتالله بهاری تعقل و ایمان را باهم داشت
خبرگزاری فارس: رئیس سازمان بازرسی كل كشور گفت: مرحوم آیتالله بهاری عارفی مسلمان، عالمی عارف و فقیهی واصل به حقیقت بود كه تعقل و ایمان را باهم داشت.
استانها - 87/08/30
رئیس قوه قضاییه:
علما در احیای فرهنگ دینی و مذهبی ایران نقش ارزنده داشتهاند
خبرگزاری فارس: رئیس قوه قضائیه گفت: علما و بزرگانی مانند شیخ محمد بهاری در احیا و تقویت فرهنگ دینی و مذهبی ایران و گسترش معارف اسلامی نقش ارزنده داشتهاند.
استانها - 87/08/27
مسئول كمیته علمی كنگره آیتالله بهاری:
آیتالله بهاری الگوی علمی طالبان عرفان و معرفت است
خبرگزاری فارس: مسئول كمیته علمی كنگره آیتالله بهاری گفت: آیتالله بهاری الگوی علمی طالبان عرفان و معرفت است.
استانها - 87/08/27
تبلیغات














